- امام حسین (ع) (٤٥)
- حدیث (٤۱)
- حضرت فاطمه (س) (۱٥)
- آیت الله خامنه ای (۱۳)
- احمدی نژاد (۱٠)
- حضرت علی (ع) (۱٠)
- هاشمی رفسنجانی (۸)
- امام زمان (۸)
- حضرت زینب (٧)
- امام خمینی (٥)
- قرآن (٤)
- انتخابات (٤)
- آیت الله حق شناس (٤)
- حضرت علی ع (٤)
- آیت الله امجد (۳)
- خاتمی (۳)
- امام رضا(ع) (۳)
- امام حسن (۳)
- خانواده امام خمینی (۳)
- رحیم مشایی (۳)
- رهبری (۳)
- عراق (۳)
- ولایت فقیه (۳)
- حضرت ام البنین سلام الله علیها (٢)
- نوه امام (٢)
- سید علی خمینی (٢)
- کربلا (٢)
- سختی کار فرهنگی (٢)
- امام حسین و حسین (٢)
- آیت الله منتظری (٢)
- امام هادی (٢)
- ثروت (٢)
- رمضان (٢)
- سید حسن نصرالله (٢)
- گریه (٢)
- دنیا (٢)
- آنفلونزای a (٢)
- ذی الحجه (٢)
- شاگردان آقای قاضی (٢)
- سید محمد حسن قاضی (٢)
- سید مجتبی میرلوحی (۱)
- عبدالله بن جعفر (۱)
- سوره ی هود (۱)
- محمد حنفیه (۱)
- آیت الله یزدی (۱)
- قمه زدن (۱)
- منی (۱)
- مداحی دات نت (۱)
- آلبرت اینیشتین (۱)
- میهمانی خدا (۱)
- آدم و حوا (۱)
- سید علی قاضی (۱)
- نماز شب (۱)
- حضرت معصومه (س) (۱)
- غسالخانه (۱)
- نواب صفوی (۱)
- دحو الارض (۱)
- جامعه کبیره (۱)
- تغییر جنسیت (۱)
- محرم (۱)
- عاشورا (۱)
- خاطرات (۱)
- سید حسن خمینی (۱)
- عماد مغنیه (۱)
- غدیر (۱)
- شهوت (۱)
- افروغ (۱)
- شهید مطهری (۱)
- شیمیایی (۱)
- پیامبر (۱)
- آیت الله بهجت (۱)
- آیت الله بروجردی (۱)
- اعتکاف (۱)
- نهم ربیع (۱)
- تفسیر قرآن (۱)
- فتنه (۱)
- قالیباف (۱)
- اهانت مجدد به پیامبر اسلام (۱)
- حضرت عباس (۱)
- انفجار در شیراز(تصویر+فیلم) (۱)
- حاج حسینعلی اکبری (۱)
- تشرف (۱)
- معانی زینب (۱)
- مراجع تقلید (۱)
- عشقبازی (۱)
- روحانیت (۱)
- فدک (۱)
- دولت دهم (۱)
- جلیلی (۱)
- کار خیر (۱)
- قبرستان حجون (۱)
- آیت الله سید عباس کاشانی (۱)
- جامعه مدرسین (۱)
- مجلسی (۱)
- ریاست جمهوری (۱)
- حضرت زهرا (۱)
- مکه (۱)
- حافظ (۱)
- اربعین (۱)
- وحدت (۱)
- تقوی (۱)
- بیانیه (۱)
- موسوی (۱)
- عناوین مطالب
- فروردین ٩۱
- آذر ٩٠
- آبان ٩٠
- مهر ٩٠
- شهریور ٩٠
- امرداد ٩٠
- تیر ٩٠
- خرداد ٩٠
- اردیبهشت ٩٠
- فروردین ٩٠
- اسفند ۸٩
- بهمن ۸٩
- دی ۸٩
- آذر ۸٩
- آبان ۸٩
- شهریور ۸٩
- خرداد ۸٩
- فروردین ۸٩
- بهمن ۸۸
- دی ۸۸
- آذر ۸۸
- آبان ۸۸
- مهر ۸۸
- شهریور ۸۸
- امرداد ۸۸
- خرداد ۸۸
- فروردین ۸۸
- اسفند ۸٧
- آذر ۸٧
- آبان ۸٧
- مهر ۸٧
- شهریور ۸٧
- امرداد ۸٧
- تیر ۸٧
- خرداد ۸٧
- اردیبهشت ۸٧
- فروردین ۸٧
- مهر ۸٦
- بهمن ۸٥
- دی ۸٥
- بهمن ۸۳
- امرداد ۸۳
- تیر ۸۳
- خرداد ۸۳
- اردیبهشت ۸۳
- فروردین ۸۳
- بهمن ۸٢
{ یک رفیق جدید }
نوروز امسال توفیق آشنایی با یکی از همرزمان شهید همت نصیبم شد .
فردی که اگر شامّه ی قوی ای داشتی ، بوی همت ، خرازی ، متوسلیان ، دستواره و خیلی از شهدا را از او احساس میکردی .
همرزمی که همه ی شهدا را فرزندان همت می دانست .
و خودش می گفت که ” نوکر حاج همت ” است
اما سایر همرزمانش او را ” امین حاج همت ” معرفی می کردند .
آقا “باقر شیبانی” از آن دسته پیر غلام هایی ست که باید او را ببینی و پای صحبت هایش بنشینی .
ذوب در شخصیت همت است و
هنوز همانند رزمنده های سال ۶۲ فکر میکند .
انگار با خودش قرار گذاشته بود که با رحلت امام خمینی در سال ۶۸ ، دیگر با زمان روز پیش نرود
و یاد و خاطره ی شهدا را هیچوقت فراموش نکند
تا زندگی فردایش ، همانند زندگی سالهای با شهدا بودن باشد .
و وقتی او را می بینی گوئی که رزمنده ای را دیده ای که در ۲۵ سال قبل زندگی می کند .
و الحق که چه پایبنداست به این قرارش .
{ عیدی ولادت }
در شب و
لادت حضرت زینب سلام الله علیها میهمانش بودیم .
خاطراتی را گفت که قسم می خورد برای اولین بار است که می گوید و قسم داد که هیچ جا رضایت شرعی ندارد که گفته شود .
خاطراتی که گره های کور ذهن متحجری چون من را باز می کرد و دید من را نسبت به همت تغییر می داد .
{ نقطه ایثار }
این بزرگمرد ، خود را وقف شهدا و دفاع مقدس کرده
و بعد از جنگ هم ، سالهای فراوانی را در مناطق جنگی به سر برده است .
و با راه اندازی کاروان های راهیان نور ، هدایت گروه کثیری از این کاروانیان را به عهده داشت .
خاطره ای را نقل کرد
که خیلی دلم را سوزاند .
خاطره ای از کودکی ۱۱ ساله
که سال ۸۹ در نقطه ی “ایثار” به شهادت رسید .
نقطه ی ایثار در محور مهران – قلاویزان منطقه ایست که در عملیات کربلای ۵ خیلی ها آنجا به شهادت رسیدند و
پس از جنگ هم در سالهای تفحص پیکر پاک ۷۰ شهید
پس از سالها پیدا شدند
و پس از آن به نقطه ی ایثار نام گذاری شد .
{ یک شهید ۱۱ ساله }
حاج باقر می فرمود :
به دلیل عدم پاکسازی کامل منطقه ، در هنگام بازدید گروهی از راهیان نور ، کودکی یازده ساله به شهادت می رسد .
حاج باقر داستان شهادت این کودک را اینطور تعریف می کرد :
به ندرت می شد که بر اثر بادهای بسیار شدید ، مین های جنگی و نارنجک هایی که در منطقه پاکسازی نشده بودند ، از زیر خاک بیرون می آمدند .
روای در حال معرفی منطقه بود و بازدیدکننگان هم به صحبت های او گوش می دادند .
پسر بچه ای ۱۱ ساله کمی آنطرف تر ، دور از راوی و مردم ، مشغول تفحص و تفرج در منطقه بود و در حال و هوای خودش سیر می کرد .
ظاهرا این کودک یازده ساله ، یک نارنجک را پیدا کرده و در حال بازی با آن بود
که ناگهان ضامن آن را می کشد ، نارنجک منفجر شده و پسرک به شهادت می رسد .
{ دائم بهانه می گرفت }
آقا باقر می فرمودند : بعد از شهادت این کودک،خدا توفیق داد و با خانواده ی پسرک و پدرش هم صحبت شدم .
عجب پدری داشت این پسر .
یک لحظه این جمله از زبانش نمی افتاد و همواره می گفت : ” تقدیر الهی بود “
با پدر رفیق شدیم و حقایقی را برای ما گفت که شنیدنی بود .
پدرش می گفت : ساعاتی قبل از اتفاقی که برای پسرم افتاد ، وقتی در اتوبوس فیلم شهادت آقا مهدی باکری را نشان می داد ، پسرم رو به من کرد وگفت :
بابا ، آیا الان هم که جنگ نیست می شود شهید شد ؟
من به او گفتم : بله می شود .
و پسرم گفت : من می خواهم شهید شوم .
و دائم این جمله را می گفت و بهانه می گرفت .
{ جمله ای از حضرت آقا }
وقتی پسرم به شهادت رسید به یاد خاطره ی آن روزی افتادم که با امام خامنه ای دیدار داشتیم
دیداری که در آن ، جمله ای را از حضرت آقا شنیدیم اما نفهمیدیم که آنروز آقا به ما چه فرمودند .
پدر می گفت : وقتی فرزند ما به دنیا آمد سر نامگذاری فرزندم با همسرم اختلاف سلیقه داشتیم .
من می گفتم نامش را بگذاریم ” امیر حسین ” و همسرم می گفت نامش را ” محمد حسین ” بگذاریم .
به همسرم گفتم : بیا برویم خدمت حضرت آقا تا ایشان نامش را مشخص کنند .
خدمت حضرت آقا شرفیاب شدیم .
و قضیه را گفتیم .
آقا یک جمله فرمودند .
فرمودند :
نامش را بگذارید امیرحسین اما به او دل نبندید .
آنروز نفهمیدیم حضرت اقا چه فرمودند.
وقتی فرزندم به کاروان شهدا پیوست تازه فهمیدم که در روزهای تازه به دنیا آمدنش حضرت آقا چه فرمودند و ما نفهمیدیم .
پی نوشت : امیر حسین فارسیجانی شهید ۱۱ ساله ای است که سالها بعد از گذشت جنگ ، به کاروان شهدا پیوست و در قطعه ی شهدا در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد .
وقتی به دنیا آمد
نمی دانم چرا اما می دانم که پیامبر خیلی خوشحال بود
شاید از ولادت حسن و حسینش بیشتر
گوئی که این مولود ، بوی باوفا همسرش را می دهد …
به خانه ی دختر آمد
دید که زهرا چونان شمعی
و علی و حسنین
همچون پروانه هایش .
و عطر خانه ی علی ، عطر آنروزهای خدیجه است
گوئی که این مولود ، بوی باوفا همسرش را می دهد …
همه به احترام رسول خدا از جا بر خاستند
زهرا نیز خواست بلند شود
که پیامبر ، سریع ، کنار درخشنده زهرایش نشست و فرمود :
راحت باش ثمره ی قلبم
و بوسه ای بر پیشانی دخترش
و نگاهی به چشمانش
و یک تبریک که سرشار از عطر خاطره هاست
عطر روزهای با خدیجه بودن
گوئی که این مولود ، بوی باوفا همسرش را می دهد …
و طفل تازه به دنیا آمده
گوئی که آرام و قرار نداشت
آغوشی پر از مهربانی را احساس کرد
کمی آرام شد اما قرار ، نه .
شنید که در گوشش صدایی مهربان می گوید:
زینبم !
الله اکبر الله اکبر
و قلب کوچک اما دریایی یک برگ گل
تکرار کرد :
الله اکبر کبیرا و الحمد لله کثیرا
و باز ، آن صدای مهربان
تا آخر اذان را برایش خواند
و طنینِ لا اله الا اللهِ آخرِ اقامه
در قلب پر تلاطم و دریای اش
لا اله الا الله حقا حقا بود
آن نو رسیده
عطر نفس های آن صدا را شنید
و پیامبر بود که گلش را در آغوش داشت
می بوئید و می بوسیدش
گوئی که این مولود ، بوی باوفا همسرش را می دهد …
و تو می پنداری که رسول گرامی اسلام یک دنیا حرف دارد و می خواهد بزند
به علی نگاه می کند
علی هم چشم در چشم با برادر خویش
می خواند از چشم های برادرش ، گفتنی ها را
و وقتی لبخند پیامبر را می بیند که قنداقه را به او می دهد
دخترش را در آغوش می گیرد
و همچون پیامبر ، زینبش را می بوید و می بوسد .
و با او کمی نجوا می کند
و چه آرام است این مُشکین بو در آغوش پدر
کمی آرام تر . اما قرار ، نه ….
و اما اکنون برادرش او را در آغوش گرفته است
عطرِ مردِ مهربان را می دهد برادر
و چه آرام است این مُشکین بو در آغوش برادرش حسن
کمی آرام تر . اما قرار ، نه ….
و اکنون نوبت کوچک برادر است
احساس می کنی
قلب تک تک سلول های آن برگ گل
در قنداقه به تپش در آمده است
حسین که قنداقه را در بر دارد
لبخند می زند
زینب چشم باز می کند
چشم در چشم حسین
و حسین
چشم در چشم زینب
اینبار نورسیده
هم آرام دارد و هم قرار
و وقتی به آغوش مادر می رود
می خواهد دست باز کند
و مادر را با دست های کوچکش
در آغوش بگیرد
که این آغوش
متفاوت با همه ی بغل هاست
هم عطرش
و هم آرامشش
و پیامبر که او را زینب نام نهاده بود، چند کلامی
برای تاریخ
برای بشریت
به یادگار می گذارد که :
حاضرین و غائبین را وصیت می کنم که این دختر را به حرمت پاس بدارند که وی مثل و مانند خدیجه ی کبری است (*)
و تازه می فهمی که این مولود ، بوی باوفا همسرش را می دهد
سالروز میلاد حضرت زینب کبری سلام الله علیها مبارک
* : ریاحین الشریعة ، جلد سوم ، صفحه ی ۳۸
برچسب ها:حضرت زینب, ولادت حضرت زینب

همه ی ما کم و بیش در مجالس اهل بیت عصمت و طهارت حضور پیدا کرده ایم و شاید بارها احادیثی را درباره ی فضائل گریه بر امام حسین علیه السلام شنیده باشیم .
و این احادیث با مضامین خاصی که برای امام حسین علیه السلام در بردارد ؛ جز بر حیرت ما نمی افزاید .
یکی از این احادیث ، حدیث معروفی از امام صادق علیه الصلاة و السلام است که حضرتش فرمودند :
مَن بَکی أَو أَبکی أَو تَباکی فی مُصیبةِ الحُسین حُرِّمَت جَسَدَهُ علی النار و وَجَبَت لَهُ الجَنَّة .
هرکس در مصیبت امام حسین بگرید یا بگریاند و یا ( اگر گریه اش نیامد ) خود را به حالت گریه بزند ؛ جسدش بر آتش حرام شده و بهشت بر او واجب می گردد .
شاید این سوال را بارها و بارها از خود پرسیده باشیم که چرا برای گریه بر حضرت سید الشهداء علیه السلام ، این همه فضیلت مترتب بوده و این همه اجر بر آن قرار داده شده است ؟!
همیشه این سوال برای خود من مطرح بود تا به جوابی قانع کننده برسم . مطلبی را از مرجوم آیت الله العظمی حاج شیخ جعفر شوشتری اعلی الله مقامه الشریف در کتاب مجالس المواعظ و مجالس البکاء که مجموعه سخنرانی های ایشان در دهه ی اول محرم می باشد ؛ دیدم که کمی من را برای رسیدن به این پاسخ کمک کرد .
ایشان طی صحبت های خود در خصوص سقایت و آبرسانی به تشنگان علی الخصوص تشنگان کربلا ، با استدلالات خود 4 سقا برای حرم حضرت حسین و اصحاب ایشان در کربلا معرفی فرموده و سپس در خصوص بکاء بر حضرت سید الشهداء می فرماید :
چشم گریان در مصائب حضرت حسین علیه السلام در حکم سقا در دشت بلاست .
و با بیان این نکته ، پاسخی به این سوال می دهند که گریه ، چرا اینهمه فضیلت دارد .
توضیح : اگر شما در کربلا بودید و ندای العطش فرزندان حضرت حسین را می شندید و خدا به شما این توفیق را می داد که می رفتید و برای آن عزیزان تشنه لب آبی فراهم می کردید ، چقدر دل امام حسین از این حرکت شما شاد می شد ؟
اگر شما وقتی حضرت حسین برای شش ماهه اش طلب آب می کرد ، او را با جرعه ای سیراب می کردید ، حضرت حسین به شما چه می فرمودند ؟
اشک شما ، چون یاری تشنگان دست بلاست ، در حکم آبرسانی به ایشان است و این آبرسانی حیلی دل حضرت زهرا سلام الله علیها را شاد می نماید .
حضرت زهرایی که لحظه به لحظه ی کربلا را می دید و اشک شما باعث شادی دل این بی بی مظلومه خواهد بود .
مگر نه این است که در روایات متعدده از فریقین وارد شده است که پیامبر اسلام فرمودند :
ان الله یرضی لرضا فاطمه و یغضب لغضبها
که حقیتا وقتی دل حضرت زهرا از کسی راضی باشد ، خدا از او راضیست و وقتی خدا از کسی راضی شد او را به دوزخ نخواهد برد و عذابش نخواهد داد .
نکته 1 : در تشکیلات امام حسین علیه السلام که هستی اش را برای خدا داد ؛ هیچوقت دو دو تا اش چهار تا نمی شود بلکه دو دوتای آن ، حساب و کتاب ندارد که طبق آیه ی شریفه ی قرآن که برای صابران آمده است ، برای ایشان اجریست بی حساب که :
انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب
و چه کسی از حضرت حسین در این آزمون ، صابرتر ؟!
نکته ی 2 : وقتی اشک برای حضرت حسین ، بر گونه هایمان جاری شد ، حکم بهشت را به ما می دهند اما امان از آن لحظه که شیطان نفس ، با وسوسه های خود این حکم را از ما برباید و با گناه ، ما را آلوده ی تبعات آن نماید .
نکته ی 3 : خود امام حسین علیه السلام به اصحاب خود فرمودند : اگر کسی حقوق مردم بر گردنش هست با ما نماند . پس بدانیم که حق الناس بسیار مورد اهمیت بوده و با این اشک ها ، از گردن ما ساقط نخواهد شد پس فرمایش امام صادق علیه السلام شاید در مورد کسانی که حق الناس به گردنشان می باشد ، صادق نباشد .
+ دانلود متن کامل سخنرانی و شرح 4 سقا در دشت کربلا +
- اشاره ای به یک خبر غیبی در لسان امام خامنه ای
- وقتی به دنیا آمد ...
- چرا گریه بر امام حسین این همه ثواب دارد ؟!
- و این ما و این حسین و این مُحــرَّم / ای اشک ها بریزید ...
- تا مُـحرَّم 1 روز باقی مانده / آماده ی عزای ارباب هستی ؟!
- تا مُـحرَّم فقط 2 روز باقی مانده / مـُحـرِم شو تا مـَحرَم شوی
- تا مُـحرَّم فقط 3 روز باقی مانده / هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله
- تا مُـحرَّم فقط 4 روز باقی مانده / هرکه دارد هوس کرببلا ، بسم الله ...
- تا مُـحرَّم فقط 5 روز باقی مانده / هر که دارد هوس کرببلا ، بسم الله
- تا مُـحرَّم فقط 6 روز باقی مانده / هر که دارد هوس کرببلا بسم الله
- تا مُـحرَّم فقط 7 روز باقی مانده / هر که دارد هوس کرببلا بسم الله ...
- تا مُـحرَّم فقط 8 روز باقی مانده / هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله ...
- تا مُـحرَّم 9 روز باقی مانده / مـُحـرِم شو تا مـَحرَم شوی
- تا مُـحرَّم 10 روز باقی مانده / مـُحـرِم شو تا مـَحرَم شوی
- تا مُـحرَّم 11 روز باقی مانده / مـُحـرِم شو تا مـَحرَم شوی
- تا مُـحرَّم 12 روز باقی مانده / مـُحـرِم شو تا مـَحرَم شوی
- زنیست مهربان با چهار کودک قد و نیم قد
- تا مُـحرَّم 13 روز باقی مانده / مـُحـرِم شو تا مـَحرَم شوی
- تا مُـحرَّم 14 روز باقی مانده / مـُحـرِم شو تا مـَحرَم شوی
- عظمت زیارت جامعه ی کبیره
- تا مُـحرَّم 15 روز باقی مانده / مـُحـرِم شو تا مـَحرَم شوی
- تا مُـحرَّم 16 روز باقی مانده / مـُحـرِم شو تا مـَحرَم شوی
- تا مُـحرَّم 17 روز باقی مانده / مـُحـرِم شو تا مـَحرَم شوی
- تا مُـحرَّم 18 روز باقی مانده / مـُحـرِم شو تا مـَحرَم شوی
- تا مُـحرَّم 19 روز باقی مانده / مـُحـرِم شو تا مـَحرَم شوی
- تا مُـحرَّم 20 روز باقی مانده / مـُحـرِم شو تا مـَحرَم شوی
- امام زمان در صحرای مـنـی و تشرف آیت الله حق شناس خدمت ایشان !
- اون اسم ، کدوم اسم بود ؟!
- تا مُـحرَّم 21 روز باقی مانده / مـُحـرِم شو تا مـَحرَم شوی
- آفتی بزرگ از تلقی نادرست از مفهوم ولایت فقیه
