حسین مداحی

إنی رأیت دهــراً مِن هجرک القیامة

چهار سال پیش وقتی زمان انتخابات فرارسید ، یکی از آقایان مجتهدین فرمودند :
فضای کشور در همه ی سطوح بیش از قبل به تعادل نیاز داشته و باید از افراط و تفریط جلوگیری شود.


آنروز ، معنای عدم تعادل را نفهمیدم اما امروز متاسفانه بعد از چهار سال نتایج این افراط و تفریط در سطوح مختلف به چشم می خورد .
و با تاسف بیشتر ، باید گفت این تندروی ها در طولانی مدت اثر منفی خواهد گذاشت .

 

 

پس از ارتحال آن عالم ربّانی و فقیه وارسته ، آیت الله العظمی محمد علی اراکی رحمت الله علیه ، در سال 1373 ، جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم ، بنا به درخواست مردم ، اطلاعیه ای را منتشر کرد و در لیستی که اسامی هفت تن از آقایان علماء آمده بود ؛ ایشان را به عنوان مراجع جائز التقلید معرفی کرد .

 شیخ الفقها و المجتهدین آیت الله العظمی اراکی

 


نام افرادی همچون حضرات آیات عظام : بهجت ، فاضل و تبریزی رحمت الله علیهم و نیز آیات عظام خامنه ای ، مکارم ، موسی شبیری و نفر هفتم ... ( را به خاطر ندارم ) در لیست به چشم می خورد .

 

آن زمان خوب به یاد دارم که بحث مرجعیت آیت الله العظمی سیستانی نیز مطرح بود اما جامعه مدرسین ، از ایشان و خیلی از آقایان دیگر که آنزمان صاحب رساله بوده و در میان اهل علم از فهول علماء شمرده می شدند : همچون آیت الله العظمی سید عزالدین زنجانی ،  آیت الله العظمی صافی گلپایگانی ، آیت الله العظمی غروی علیاری ، آیت الله العظمی سید محمد حسین فضل الله ، آیت الله العظمی علوی گرگانی ، آیت الله العظمی نوری همدانی و ...در لیست خود ، یادی نکرد .

 

آنزمان ، هیچکس اعتراضی به بیانیه ی جامعه ی مدرسین نکرد با اینکه نام خیلی از بزرگان علماء که برخی از آنها را نام بردم ، در بیانیه ی آنها نیامده بود ؛ اما به محض اینکه جامعه ی مدرسین اعلام کرد که آقای صانعی ، حائز شرایط مرجعیت نیست ؛ متاسفانه توسط برخی خواص و ایضا توسط برخی عوام ، به این موضع گیری واکنش نشان داده شد. 

 

دلیل این مهم ،تندروی در نحوه ی موضع گیری جامعه ی مدرسین ، آنهم به ریاست فردی که در اعلام دیدگاه های خود ، شیوه ی تعادل را رعایت نمی کند ، به وضوح به چشم می آید .

 

اگر جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه قم ، بدون تاثیر از فضای ملتهب و نیز غیر متعادل جامعه ، چنین تصمیمی را می گرفت ؛ مطمئنا این همه موضع گیریهای ضد ونقیض پیش نمی آمد .

 


مسلما آقای صانعی هر قدر هم که بار علمی سنگینی داشته باشند ، در فقهاهت به پای حضراتی چون آیت الله العظمی سیستانی و ایضا آیت الله العظمی سید عزالدین زنجانی و نیز ... نمی رسند .

 

اثرات موضع گیری غیر متعادل جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه قم ، به مظلوم نمایی  بیت آقای صانعی و نیز مطرح شدن ایشان در سطح کلان انجامید که تا کنون بی سابقه بود و نیز تا به امروز موضع گیریهای درست و غلط ، در فضای ملتهب سیاسی کشور ، درباره ی ایشان ادامه دارد .

 

و متاسفانه ، هزینه ی این موضع گیری ها را فقط و فقط ، نظام جمهوری اسلامی ایران پرداخت می کند و نه هیچ کس دیگر

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ توسط حسین مداحی نظرات ()


ایامی که گذشت از آن آخرین حرف  تا به امروز ، روزهای بسیار پر استرسی رو پشت سر گذاشتم .
روزهایی که منتظر جواب پزشکان بودم برای یک امتحان بسیار سخت .
شب های ماه محرم وقتی تشرف پیدا می کردم منبر ، می خواستم که از خدا شفا بخواهم اما فراموش میکردم .
در شب هشتم محرم به دلیل ترافیک شدید نتوانستم به آخرین منبر برسم .
در همان هیئت قبلی به عنوان مستمع نشستم .
شب ، متعلق بود به حضرت علی اکبر   علیه السلام .
ناگهان به یاد سخن یکی از آقایان مراجع افتادم .
ایشان می فرمودند : حضرت علی اکبر فرموده اند که من در عالم برزخ دستانم بسیار باز است و چشمان پدرم اباعبدالله الحسین به لبهای من بوده و منتظر یک اشارت من میباشند .
به آقا علی اکبر متوسل شدم و ارتباط نیز برقرار گردید .
به ایشان عرض حال کردم .

شبهای دهه ی اول نیز به اتمام رسید و ایضا دهه ی دوم
بیست و پنجمین روز از ماه محرم بود.
برای انجام آزمایش های مجدد روانه ی مرکز ...
با دلی پر از اضطراب
دکتر متخصص ِ انجام امور ،  کارش را بیشتر از معمول طول داد.
و پس از گذشت دقایقی بسیار پر استرس ، با لبخندی گفت :
فقط می توانم بگویم یک معجزه اتفاق افتاده است.
به حرفش اکتفا نشد و به دکتر متخصص و معالج مراجعه شد.
او نیز با لبخند بیشتری همان حرف را تکرار کرد :
می توان گفت معجزه ای رخ داده است

الحمد لله رب العالمین که هنوز صدایمان را می شنوند .

نوشته شده در شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ توسط حسین مداحی نظرات ()

قبل از تشکیل کلاس درس ، دانش آموزی رو به خاطر عدم رعایت آنچه که باید رعایت می کرد ، مورد عتاب قرار داده و از پذیرفتنش در کلاس خود داری کردم .
کلاس تشکیل شد و پشت در ایستاد .
چند لحظه گذشت .
در زد.
رفتم بیرون از کلاس .
گفتم : خب ؟
با چشمان معصومش نگاهی سرشار از شرمندگی به من انداخت و با صورتی برافروخته، بدون اینکه کلامی حرف بزنه ؛ اشک ریخت .

قطرات اشکش آنچنان جگری از من آتش زد و ناراحتم کرد که نگو و نپرس.
آنچنان بی صدا و نادم اشک می ریخت که می خواستم داد بزنم و بگم غلط کردم که ناراحتت کردم و سرت داد زدم .


خلاصه به هر ترفندی بود از دلش در آوردم و سرکلاس پذیرفتمش .

این دانش آموز با نگاه پر از صداقتش ، بزرگترین درس زندگیم رو به من داد .
شاید این درس به درد شما هم بخوره .

١ - من هر چه قدر مهربون هم باشم اندازه ی خدا مهربون نیستم .
٢ - من هر چقدر هم که عاشق شاگردانم باشم ، اندازه ی خدا که عاشق بنده هاش هست؛ عاشق نیستم .
٣ - اگر خدا به خاطر کار بد بنده ای، اونو تو این دنیا مجازات میکنه ، خودش بیشتر از همه کس دلش برای بنده ش می سوزه و منتظره که بگه ببخشید.
۴ - وقتی خدا ببینه که از ته دل پشیمونی ، بغلش رو باز میکنه و از دلت در میاره .

مطمئن باش و شک نکن

 

نوشته شده در شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۸ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ توسط حسین مداحی نظرات ()

زمانی که شهید بزرگوار ، سید مجتبی میر لوحی معروف به نواب صفوی ، مبارزات خود راعلیه رژیم ستم شاهی آغاز نمود ؛ آیت الله العظمی بروجردی  به دلیل خط فکری خاص خود و مخالفت با مبارزات به چونان شیوه ای ، شهریه ی نواب صفوی را قطع کردند .

 



توسط عده ای غرض ورز ، به نواب صفوی طعنه زده شد که :
به به که آیت الله بروجردی هم چقدر تحویلتان گرفت و شهریه اتان را چندین برابر کرد؟!
نواب صفوی گفت :
درجه ما درجه یک سرباز است و درجه ی ایشان درجه ی یک سپهبد.
ایشان به وظیفه ی خود عمل کردند و ماهم به وظیفه ی خود .


یادآوری :


1 - اگر نواب صفوی امروز در میان ما بود چه می گفت و چه می کرد ؟
آیا اشک خون نمی ریخت ؟
2 - العاقل یکفیه الاشاره
3 – چقدر وحدت در نظر نواب صفوی اهمیت داشت ...

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳۸۸ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ توسط حسین مداحی نظرات ()

از فروشندگان مواد آرایشی برای خانوم ها !  در کوچه ی مروی بود .
گفت :
پرفروش ترین ماه سال در کار ما ، ماه محرم است .

 


بعد نوشت :
1 – جای تبریک دارد در کشور شیعه و مملکت امام زمان
2 – همش تقصیر متصدیان امور فرهنگ دینی ماست
3 – متاسفانه وزارت ارشاد هم که فقط سروکارش با تولید فیلم و روزنامه
و کتاب و ... است.


تذکر :
احتمال قریب به یقین ، خانوم ها هم در ماه محرم فقط  به قصد قربت آرایش می کنند آنهم برای عزاداران امام حسین(ع) که خستگی را از تنشان بیرون بیاورند .

نوشته شده در دوشنبه ۱٤ دی ۱۳۸۸ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ توسط حسین مداحی نظرات ()

آقای هاشمی مدتی است پیدایتان نیست ؟ !

در بیت رهبری دنبالتان می گشتیم !

بی سابقه بود که نبودید !

 

 

نوشته شده در یکشنبه ٦ دی ۱۳۸۸ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ توسط حسین مداحی نظرات ()

شب گذشته آقای حاج منصور ارضی در یکی از هیئآت تهران گفت :


حالا باید منتظری در شب اول قبرش جوابگوی حضرت زهرا س باشد که فدک را انکار کرد .

 ...............................................................


یادآوری 1 :زمانی که آقای منتظری ره  از قائم مقامی رهبری عزل شدند ،

توسط برخی از تندرو ها سوالی طرح شد با این عنوان که :

آیا می دانید چرا منتظری زمین خورد و خوار شد ؟

و سپس به این سوال، توسط  همان طراحان غرض ورز ، پاسخی بدین

شرح داده شد که :

منتظری به اینکه فدک توسط خلفاء غصب شده  ، قائل نبوده است و متعقد بوده که

 فدک حق مسلم حضرت زهرا س نبوده است و هر کس با حضرت زهرا در بیفتد ، خوار

خواهد شد .

یادآوری 2 : معتقد هستم که شرع مقدس و کامل ما ، به ما اجازه ی توهین حتی به

دشمنانمان را  نمی دهد.

حال به چه اجازه به یک فردی که خیلی از بزرگان امروز ما از شاگردان وی بوده اند ؛

بدون اینکه بدانیم اصل ماجرا چه بوده است ؛ اهانت می کنیم ؟

یادآوری 3 : تا جایی که این کمترین در آثار ایشان مطالعه داشته ام ،

شرح خطبه ی فدکیه ایشان در میان ده ها شرح تخصصی نوشته شده بر این خطبه، به

عنوان یکی از بهترین شروح در دسترس بوده و این مسئله بر اهل تحقیق پوشیده

نیست .


..............................

این حقیر ( حسین مداحی ) مطلب را ( یادآوری 1 ) را از آیت الله منتظری تحت سوالی

درباره فدک ، جویا شدم .

جوابیه ی ایشان بدین شرح است :(بند الف و ب  مربوط به سوال می باشد )


 

 و البته اینهم تصویر دستخط آیت الله منتظری در پاسخ به شایعه انکار فدک

 

 تصمیم گیری و نصب اتهام بر اساس شایعات ، آنهم توسط ذاکر اهل بیت ،

حاج آقا منصور ارضی که خود ، از پیرغلامان اهل بیت عصمت و طهارت می باشد ؛

به دور از ادب اسلامی و آنچه که مد نظر اهل بیت است ؛ می باشد .


حال نوک پیکان اتهام به سمت دوست باشد و یا دشمن .

تهمت ، تهمت است .

چه به دوست باشد

چه به دشمن .

چه به مومن باشد

چه به کافر

نوشته شده در سه‌شنبه ۱ دی ۱۳۸۸ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ توسط حسین مداحی نظرات ()