حسین مداحی

إنی رأیت دهــراً مِن هجرک القیامة

12 اجرا
در طول چهل روز
از این شهر به آن شهر
با پای پیاده
بدون هیچ استراحتی
بسیار طاقت فرسا بوده است .
لیک اکنون زمان اجرایی دیگر است
و نمایشی بس سخت .


گروه ارکستر به محل اجرا می رسد .
بزرگانی چون آهنگساز این قطعه نیز ، نظاره گر اجرا هستند .
رهبر ارکستر به پشت پارتی تور * می آید
چوب مخصوصش را به دست می گیرد
چشم در چشم نوازندگان ...
او با تمام سازها آشناست ...
نُـت ها را به خوبی می شناسد.
نفس ها در سینه حبس شده است
نگاه نوازندگان ، به چشمان رهبر ارکستر دوخته شده است .


گروه ارکستر « خدا » به رهبری ریحان گلی پژمرده ، لیک از جنس زنان ،
در حال اجرای یکی از غم انگیزترین سمفونی هایی است که در طول تاریخ بشر ،
به نمایش و اجرا در آمده است .


آری !
اینجا کربلاست و امروز اربعین ...


صدای پای ستوران و زنگ جـَلاجِـل* را می شنوی که چه زیبا نواخته می شوند ،
لیک حزین و افسرده .
طوفان ِ نفـَس های کودکانی خسته را می بینی که به این اجرا ،
حرارت عجیبی بخشیده است .
زنان اشک وصال می ریزند و صدای این وصال تلخ ، سقوط تک تک آن مخدرات ،
از مرکب ، بر طبل زمین است .


و تو رهبر ارکستر را می بینی که با یک دست ، حجمی از صدای احساسات را
کنترل می کند
و با دست دیگر بر سر می زند .
و او نیز همنوا با ارکستر می خواند .
و این اجرا
در پیش چشمان آهنگساز
در این سرای پر احساس و پر درد
شاید آخرین اجرا باشد .
پس گروه ارکستر تمام وجودش را برای این اجرا می گذارد.

.

.

.

اجرا به طول می انجامد
بیشتر از هر بار دیگر
ساعت ها و ساعت ها

.

.

.

اینک کنسرت به اتمام رسید
اعضای گروه ارکستر
هر کدام در گوشه ای از زمین
ساز عزیزش را چنان در آغوش گرفته
گویی که جان داده است .
اجرا چونان سخت بود
که آن ریحان رهبر ، از جنس زنان
گویی که تمام هستیش را بر این اجرا نهاد

 

*

پارتی تور = نت‌نویسی‌ای که نت تمام بخش‌های سازی و آوازی یک ارکستر بزرگ، ارکستر مجلسی یا همنوازهای دیگر بر روی آن ثبت شده باشد.

جـَلاجِـل = زنگوله ها

نوشته شده در شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸۸ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ توسط حسین مداحی نظرات ()

علیرضا نوری زاده ، روزنامه نگار فراری و ضد انقلاب ، یکی از مهره هایی است که هر از گاهی اظهار نظرهایش ، ذهن من را به شدت مشغول می کند .
وایضا از مهره هایی  است که در راستای ایجاد شکاف بین مردم و مسئولین ، فعالیت برنامه ریزی شده ای را داشته و در این راستا نیز ، درایجاد شبهه افکنی موفق بوده است !

سالها پیش در جریان قتل های زنجیره ای ، با انتشار کتابی ، تمامی قتل ها را متوجه دستور آیت الله هاشمی رفسنجانی دانست و سپس او را قاتل مهره ی گوش به فرمان خود یعنی سعید اسلامی ( امامی ) معرفی کرده که دستورش ، توسط دکتر امیدوار رضایی ، به اجرا در آمده است !
این فرد( عیلرضا نوری زاده ) که مدتهاست با هدفی مشخص در حال تخریب چهره های نظام از جمله هاشمی رفسنجانی می باشد ؛ این بار نیز در اقدامی دوگانه ، هم گام با مخالفین نظام  و  همچنین همسو با مخالفین آقای هاشمی رفسنجانی ، اولا : از او برای پیوستن به جریات سکولار ، به عنوان رییس مجلس خبرگان ، دعوت کرد و سپس به ایشان حمله کرده و  وی را باعث اغتشاشات و اختلافات اخیر معرفی کرد  .
نوری زاده در حالیکه به صورت زنده با رادیو صدای آمرکا صحبت می کرد ، گفت :
«من اعتقاد دارم آقای هاشمی هنوز این قدرت را دارد که بیاید یک ذره از شهامت آقای منتظری و یا آقای کروبی را خرج کند و بیاید حرف ها را آنطوری که باید بزند.»
نوری زاده در پایان صحبت هایش گفت :
«این بلا را ایشان به جان ملت ایران انداخته است »

بعد نوشت ها :

1 – برخی معتقدند علیرضا نوری زاده ، یک جاسوس دو جانبه است

2 – باید از او در تکرار گفته های برخی رسانه هایی که با بیت المال اداره می شوند ، تشکر کرد

3 – برخی تصاویر و اطلاعاتی که وی در اختیار دارد ، در اختیار هیچ رسانه ی داخلی نبوده است

4 – بازهم می گویم : العاقل یکفی الاشاره

نوشته شده در دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۸ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ توسط حسین مداحی نظرات ()

فیلم زیر نور ماه به کارگردانی رضا میرکریمی ، از معدود فیلم هایی بود که در طول تاریخ

انقلاب اسلامی کشورمان ، با عبور از خط قرمزهای جامعه ، به بررسی و نقد برخی

مسائل اجتماعی پرداخت که در نوع خود ، جای تحسین داشت .

اگرچه این فیلم در دوره ی به اصطلاح اصلاحات ساخته شد اما از معدود کارهایی بود که

حرفی برای گفتن داشت و حتی مورد تحسین برخی آقایان فضلا قرار گرفت .

حقیقت ارزشی ای که در این فیلم بیان می شد این بود که :

یک طلبه تا زمانی که با درد مردم آشنا نشده است ، نمی تواند لباس روحانیت بر تن

کند ، چرا که این لباس ، لباس نماینده ی خدا به روی زمین بوده و نیز لباس کارگری برای

 خداست .   

 

زیر نور ماه می گفت :

یک طلبه ، عمله ی خدا و دین است و مزدش با خود خدا .

زیر نور ماه می گفت :

آقای برادر و یا خانوم خواهر !

یا در این راه پا نگذار و یا وقتی گذاشتی با شکم سیر ، حقوق آماده ، بیمه تامین

اجتماعی و نیز بیمه ی تکمیلی  ... نمی توان درد مردم بیچاره و دردمند را فهمید .

برادر طلبه ! تو آفریده نشده ای که فقط صرف و نحو بخوانی ، لمعتین را مباحثه کنی ،

مکاسب و متاجر را به اتمام برسانی ، کفایه را اصل قرار دهی و بعد هم درس خارج

بخوانی و تازه بعد از آنهمه کسب فیوضات ، موضع گیری های سیاسی داشته باشی .

بلکه اول دین را به مردم بشناشان و بعد از سیاست برایشان بگو ...

والسلام علی من اتبع الهدی

 

پی نوشت یک : آنچه البته به جایی نرسد فریاد است

پی نوشت دو : آنچه البته به گوش برخی طلبه های دیجیتال امروز  فرو نرود ، موعظه

است .

پی نوشت سه : دین از سیاست جدا نیست اما اول باید به دین پرداخت و پس از دیندار

شدن به کسب سیاست

پی نوشت چهار : در وصیت حضرت امام خمینی ره در منشور روحانیت آمده است :

طلبه نباید از زندگی طلبگی اش خارج شود. پس باید خانواده ی یک روحانی هم از این

 قائده مستثنی نباشد ( قابل توجه منسوبین آیت الله هاشمی رفسنجانی ) .

پی نوشت پنج : برادر و خواهر طلبه ! رسالت خود را فراموش نکن .

پی نوشت شش : وقتی یک دانشمند و یا یک روحانی فاسد شود،اثرات آن ، در سطح

 کلان در جامعه مشاهده خواهد شد .

پی نوشت هفت : روحانی که درد مردم بیچاره نداشته باشد ، مسلمان نیست .

پی نوشت هشت :فکر کنم حدودا دو ماه پیش بود یا بیشتر و یا کمتر . دقیق یادم

نیست . در خدمت استاد عبدالباقی طباطبایی ،‌فرزند مرحوم علامه ی طباطبایی در

دانشگاه علامه ی طباطبایی بودیم . ایشان فرمودند :

پدرم ما را از حضور در عرصه ی سیاست منع می کرد  

مهندس عبدالباقی طباطبایی ، فرزند علامه طباطبایی

 

پی نوشت نه : البته نظر علامه طباطبایی ، برای خودشان و ایضا فرزندان که تحت

ولایت پدر بوده اند ، نافذ می باشد و نه برای دیگران . ( فتامل )

نوشته شده در جمعه ٢ بهمن ۱۳۸۸ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ توسط حسین مداحی نظرات ()