حسین مداحی

إنی رأیت دهــراً مِن هجرک القیامة

من خوب به خاطر دارم . سال ۶۵ بود و حضرت امام در ایوان  آن حیاطی که به اتاق ملاقاتشان متصل بود ، نشسته بودند و هیئت دولت در خود حیاط. آیت الله خامنه ای و موسوی هم در ایوان ، کنار امام بودند . آنجا حضرت امام سخنانی را فرمودند که خوب به خاطر سپردم با اینکه هفت سال بیشتر نداشتم و امروز با رجوع به صحیفه ی امام اصل آنرا یافتم . اگر موسوی این سخنان را به خاطر ندارد که به او یادآوری می کنم  و اگر به خاطر دارد ، غلط می کند برای ما جوانان ، کلاس امام شناسی می گذارد . ما خودمان می توانیم از روی همین صحیفه ، اماممان را بشناسیم .سخنانی که هز ذهن روشنی بخواند حقیقت امر را متوجه خواهد شد .

مهدی کروبی و میر حسین موسوی در سخنان جدید خود اصل نظام را هدف گرفته اند .اگرچه پیش تر از این در بیانیه ها و مصاحبه های این دو نفر ، مخالفت هایی با دولت و شخص رییس جمهور دیده می شد اما الان به صراحت ، اصل نظام اسلامی توسط این دو نامزد شکست خورده ی انتخابات ، مورد هدف قرار گرفت است . مهدی کروبی در سخنان خود به مناسبت سالگرد ارتحال حضرت امام گفت : جمهوریت را به نام اسلامیت به شدت تضعیف یا تخریب کرده اند و من صریحاً بگویم ما الان خیلی جدی نگران اسلامیت نظام هستیم.” 

 میرحسین موسوی نیز در مصاحبه ی خود با کلمه گفت : “شما توجه داشته باشید که نظام هنوز بخش اعظم مشروعیت خود را از شخصیت امام و خاطره جمعی مردم از ایشان می گیرد.”
اما همین آقای موسوی خود فراموش کرده است که بارها همین امام می فرمودند : نظام اسلامی به مردم متکی است و شخص من باشم یا نباشم مهم نیست .من مهم نیستم . مردم مهم هستند و در اصل .
آقای موسوی امروز همان حرف بیگانگانی را می زند که سه ماه قبل از انتخابات خرداد ۸۸ ، در سلامت انتخابات تشکیک کردند و آنرا انتصابات خواندند و گفتند قطعا در انتخابات تقلب می شود . میرحسین در مصاحبه ی اخیر خود از نظارت استصوابی می گوید و دیگران را به تحریف چهره ی امام متهم می کند . و خود را عاشق امام و دلباخته ی شخصیت حضرتش معرفی می کند !

در پاسخ به وی باید گفت : صحیفه ی نور امام برای ما چراغ راه است . وصیتنامه ی امام برای ما چراغ راه است . اگر صحیفه ی نور امام را بخوانیم و مردم بخوانند فضاحتی برای شما به ارمغان خواهد داشت که دیگر دم از امام نخواهی زد.
من خوب به خاطر دارم . سال ۶۵ بود و حضرت امام در ایوان آن حیاطی که به اتاق ملاقاتشان متصل بود ، نشسته بودند و هیئت دولت در خود حیاط. آیت الله خامنه ای و موسوی هم در ایوان ، کنار امام بودند . آنجا حضرت امام سخنانی را فرمودند که خوب به خاطر سپردم با اینکه هفت سال بیشتر نداشتم و امروز با رجوع به صحیفه ی امام اصل آنرا یافتم . اگر موسوی این سخنان را به خاطر ندارد که به او یادآوری می کنم و اگر به خاطر دارد ، غلط می کند برای ما جوانان ، کلاس امام شناسی می گذارد . ما خودمان می توانیم از روی همین صحیفه ، اماممان را بشناسیم .

حضرت امام در هشتم شهریور ۱۳۶۵ مصادف با ۲۴ ذى الحجه ۱۴۰۶ به مناسبت هفته ی دولت ، سخنانی را در حضور هیئت دولت بیان فرمودند . گوشه هایی از این بیانات بدین شرح است :

« الان دولت مطرح نیست، مطرح جمهورى اسلامى است. گاهى وقتها انسان مى‏بیند که به واسطه یک قلمى، به واسطه یک نوشته‏ اى ممکن است که در بازار یک مطلبى واقع بشود، یک زیادى قیمتى بشود، یک کسر قیمتى بشود، اینطور چیزها، این کسى که قلم دستش مى‏گیرد باید توجه به این معنا بکند که مسئله، مسئله فرد نیست، مسئله اسلام است و نظام اسلامى و ما مکلفیم این نظام را حفظ کنیم. طوری نباشد که وقتى قلم دستمان آمد، اگر من با آقاى نخست وزیر مخالفم یا با آقاى خامنه ‏اى مخالفم، دیگر فکر این نباشم که قلمم کجا مى‏رود، هر جا رفت بنویسم، هرچه شد بکنم. این در حضور خداست، در حضور ملائکة اللَّه است، ثبت مى‏شود اینها. »

آقای میر حسین ! آیا به یاد نداری که کم و زیادی قیمت در بازار ، در منظر امام خمینی به پای اسلام تمام می شد ؟! آنوقت الان هرچه دلت می خواهد به زبان می آوری و با کسانی که سالیان گذشته شبهه ی نظارت استصوابی را مطرح کردند ، هم صدا شده ای ؟آنوقت نمایندگان مجلس را به تفکر در احساس پوچی با کارهای دولت ، دعوت می کنی ؟آیا به خاطر داری که عده ای لجن پراکن همچون امروزِ تو ، آنقدر به اسلامیت نظام جمهوری ما ، تیر اندازی کردند که حضرت امام ره پس از مدتها تحمل ، لب به گلایه و تهدید گشودند و فرمودند :

« این‏جور نیست که همه‏ اش قضیه ، نصیحت باشد و ملایمت باشد، یک مسئله دیگرى پیش مى ‏آید »

آقای میرحسین ! به یاد نداری که حضرت امام می فرمودند این گفته ها برای اسلام ضرر دارد ؟! به یاد نداری که حضرت امام با شنیدن لفظ ورشکسته ی اقتصادی چقدر برافروخته شدند و آیا یادت هست چه عکس العملی نشان دادند ؟اگر خاطرت نیست برایت می گویم . خوب دقت کن ! عکس العملی که شاید به هیچ ذهنی خطور نکند که که یک لفظ مثل لفظ ورشکسته ی اقتصادی از منظر امام به پای اسلام نوشته می شود ! امام فرمودند :

« آقایان توجه بکنند که قلم آنها یک وقت قلمى نباشد که جمهورى اسلامى را تضعیف بکند. و من مى‏بینم در بعضى قلمها این‏جورى است و اینها توجه بکنند. من همیشه میل دارم که با نصیحت، با- عرض مى‏کنم که- تقاضا، با ملایمت با آقایان رفتار کنم و همیشه جورى باشد که یک صحبتى که ملایم نباشد، نباشد. لکن اگر چنانچه یک وقتى اقتضا بکند مصلحت اسلام، یک وقت انسان ببیند که مى‏خواهد یک کسى اسلام را تضعیف کند ولو نمى‏فهمد خودش یا خداى نخواسته از روى فهم- که بعضى نادر هست الآن که از روى ادراک مى‏خواهند لطمه بزنند و شناسایى هم ممکن است شده باشند- لکن توجه کنند که اگر یک وقت یک همچو چیزى پیش بیاید آن وقت یک وضع دیگرى پیش مى‏آید. این‏جور نیست که همه‏اش قضیه نصیحت باشد و ملایمت باشد، یک مسئله دیگرى پیش مى‏آید. ما در حال انقلاب هستیم، شما ملاحظه کنید آن جاهایى که انقلاب شده است چه کرده‏اند، آن جاهایى که انقلاب شده است، انقلاب روسیه‏اى که پنجاه و چند سال از آن گذشته است، روزنامه باز همچو تحت کنترل است که نمى‏توانند یک کلمه این‏ور و آن‏ور بگویند. الآن به طورى که براى من گزارش دادند در عراق هیچ مطلبى را جز اینکه اداره اطلاعات اجازه بدهد نمى‏توانند به زور بدهند، هیچ مطلبى را؛ راجع به اقتصادشان. راجع به- عرض مى‏کنم که- ارزشان، راجع به نظامیشان، همه چیزها، باید اداره اطلاعات اجازه بدهد تا چى [چاپ‏] بشود. بعضى‏اش را نوشته بود، لابد آقایان هم دیده‏اند که بعد از دو سال حق دارند که یک کلمه‏اى راجع به او بگویند، خوب ما چى؟ ما هرچه دستمان آمد گفتیم؛ حالا اقتصاد ما اینطورى است و ما ورشکسته هستیم! خوب ما ورشکسته، جنابعالى که مى‏فرمایید که ما ورشکسته شدیم، این براى اسلام مضر است یا براى دولت مضر است؟ این براى جمهورى اسلامى مضر است. وقتى فهمید طرف، ما ورشکسته نیستیم، چون مردم مى‏دانند، اما تویى که‏ برمیدارى مىینویسى ما ورشکسته هستیم، تویى که مینویسى ما هیچى دیگر نداریم، تویى که این حرفها را مینویسى، این براى اسلام مضر است نه براى دولت. اگر یک چیزى بود که مخصوص دولت بود، خوب، یک مسئله‏ اى بود، باز مىیشد یک چیزى.اما یک چیزى که براى نظام مضر هست این را توجه کنید به آن؛ دستهاتان را یک قدر نگه دارید، قلمهاتان را یک قدر نگه دارید، توجه بکنید به اینکه هر چیزى نباید نوشته بشود، هر چیزى نباید منتشر بشود. و من به شما عرض مى‏کنم که ممکن است یک روزى اگر چنانچه- خداى نخواسته- تعقیب بکنند آقایان، ممکن است من یک وضع دیگرى پیش بیاید برایم .»

 آقای میر حسین ! تو که به دولت اتهام تخلف مالی میزنی ، الان و در شرایط حاضر که زمان جنگی دیگر است و هر روز قطعنامه ی تحریمی دیگری علیه ایران صادر می شود ، قصدت ، اصلاح دولت نیست چراکه اگر چنین بود ، همصدا با رسانه های بیگانه و همسو با آنها ، حرف های بیگانگان را تکرار نمی کردی ! جمهوری ایرانی ، حرف بیگانگان است که حتی یکبار از آن اعلام برائت نکردی و نه اینکه برائت خود را اعلام نکردی ، میگویی نظارت استصوابی ؟ از خون شهدا خجالت نمی کشی ؟ دعوای تو ، دعوای قدرت است نه اصلاح حکومت چرا که اگر قصدت اصلاح بود کمی صبر می کردی و در گفتارت رعایت اصول نظام اسلامیمان را می کردی ! یادت نیست امام در شهرویر سال ۶۵ چه فرمودند ؟ حضرت امام فرمودند :

« اگر من یک قلمى دست بگیرم و بخواهم مطلبى بنویسم براى کسى که خیلى دوستش دارم، ممکن نیست در این قلم یک لغزشى پیدا بشود که این ولو هزار تا عیب داشته باشد یکى از آنها را اشاره کنم، هیچ ممکن نیست؛ براى اینکه این دوستى نمى‏گذارد. اگر چنانچه از آن‏ور من با یک کسى دشمنى داشته باشم، یک قلمى دستم بگیرم بخواهم بنویسم، ممکن نیست که از محاسن او یک کلمه بنویسم، این قضیه، قلم شیطان است. آن کسى قلمش قلم انسانى است، آنى است که از روى انصاف چیز بنویسد، از روى انصاف صحبت کند، آن هم توجه کند که در یک وقتى که ما الآن این‏طور گرفتاریها را داریم، بعضى از امورى که از روى انصاف هم باشد نباید گفت همان طورى که دیگران نمى‏کنند. خوب، تمام روزنامه ‏ها را در انقلابات از بین مى‏برند، یکى مى‏گذارند این تحت نظر دولت، تحت نظر خودشان، تمام احزاب را از بین مى‏برند، یکى مى‏گذارند تحت حزب خودشان. انقلابات این‏جورى هستند دیگر، نمى‏گذارند که هرج و مرج باشد، هر که هر کارى دلش مى‏خواهد بکند، هر که هر حرفى مى‏خواهد بزند.حالا این ضرر به نظام دارد یا ندارد، نه، ما بگذار حریفمان از بین برود ولو اسلام هم رفت جهنم! در بعضى اشخاص انسان این‏جور مى‏بیند و باید تجدید نظر بکنند در کارهایشان…..این‏جور نباشد که همه ‏اش هى عیب بگویند. خوب، یک قدرى از چیزهایى که، خدمتهایى کرده‏ اند چطور گفته نمى‏شود؟ در بعضى قلمها یک کلمه راجع به اینکه فلان خدمت هم شده است نمى‏شود. از اول شروع مى‏شود عیب، عیب، کجاست، کجاست، کجاست، همه. آن وقت بعضیهاش ضرر مى‏زند به حیثیت اسلام، بعضیهاش ضرر مى‏زند به نظام، بعضیهاش ضرر مى‏زند، حتى در قواى نظامى تأثیر مى‏کند »

 آقای میر حسین ! اگر روزهای اول در پس نقاب محاسن و چهره ای انقلابی منتقد رییس دولت نهم و دهم بودی اما الان دیگر صحبت و درد تو ، احمدی نژاد نیست و تو همفکرانت اسلامیت نظام را زیر سوال برده اید . دعوای شما دعوای قدرت است . آنزمانی که احمدی نژاد در ۱۹ خرداد گفت : حریف عرصه را بازنده دیده است ، خیلی ناراحت شدم که چرا چنین گفت اما الان پس از گذشت یکسال از این ماجرا ، ماهیت تو و همفکرانت از بس نقاب تزویرتان ، برای افکار روشن پوشیده نیست که اگر قصدت اصلاح بود ، هیچگاه اجازه نمی دادی نظام اسلامی را با شبهه ی خود مورد هدف قرار دهی . البته بگویم این نظام که خون شهدای ما در آن ساری و جاریست ، و رهبری مقام معظم رهبری بر آن سایه افکنده است ، هیچگاه با شبهاتی که تو و امثال تو مطرح می کنند ، خدشه ای نخواهد دید اما بدان که سخنان حضرت امام را زیر پا گذاشته ای آنجا که امام فرمودند :

« صحبت سر دولت و ریاست جمهورى و اینها نیست، صحبت سر نظام است، نظام اسلام است؛ آقاى خامنه‏ اى- سلَّمه اللَّه- باشند رئیس جمهور یا یک کس دیگر، آقاى موسوى نخست وزیر باشند یا یک کس دیگرى، این مطرح نیست، مطرح نظام جمهورى اسلامى است، ما مکلفیم به حفظ او، همه نویسنده‏ ها مکلف ‏اند به حفظ نظام. وقتى که انسان- فرض کنید- از یک کسى گله دارد یا مى‏بیند نقیصه‏اى در کار هست، این نصیحت مى‏تواندبکند و باید بکند، اما لسان نصیحت غیر لسان لجن کردن و ضایع کردن است »

 و تو وقتی دولت را متخلف مالی خطاب می کنی آیا نصیحت می کنی ؟ تو دولت را دزد خطاب نمی کنی بلکه نظام را به تخلف مالی متهم می میکنی و این ادعای تو از ادعای تقلب در انتخابات ، بزرگتر نیست و تمام هم ّ و غمـّ تو همفکرانت ریاست جمهوری بود که شکست که خوردید . چرا که اگر چنین نبود وقتی دیدی که رای نیاوردی ادعای تقلب نمی کردی و فرمایش حضرت امام را در شهریور ۱۳۶۴ را سرلوحه قرار می دادی که حضرتش فرمودند :

« ادعاها زیاد است، ممکن است که یک کسى ادعا کند که من اگر رئیس جمهور بودم؛ مثلًا، زمین را به آسمان مى‏دوختم، یا من اگر نخست وزیر بودم، چه‏ ها و چه‏ ها مى‏کردم، یا … بودم، چه مى‏کردم، همیشه ادعاها زیاد است، ولیکن در مقام عمل وقتى که وارد بشوند این مدعى ‏ها، کمى ‏شان مى‏توانند کار بکنند؛ اکثراً ادعاست. حالا این ادعا یا این است که واقعاً اشتباه دارند، یا اینکه اشخاصى هستند که مى‏خواهند به واسطه این ادعاها کارشکنى بکنند. باید افراد متوجه این معنا باشند، کسانى که واقعاً دلشان براى اسلام مى‏تپد و براى کشورشان، متوجه این باشند که پست، میزان نیست، مقام میزان نیست، مقام ریاست جمهورى، این میزان نیست. مقام نخست وزیرى یا رئیس دولت بودن یا رئیس مجلس بودن، اینها چیزى نیستند، این مقامات تمام مى‏شود؛ آنى که هست خدمت است. آدم متعهد در هرجا باشد، اگر دید خدمتش خوب است آن جا، بیشتر دلگرم است. ممکن است که یک نفر؛ مثلًا، فرض کنید که نخست وزیر بوده است، لکن اگر این نخست وزیر ببیند که در یک جایى کار بهتر مى‏کند، آدم متعهدى است مى‏رود آن جا. یک نفر در دادستانى مقام داشته است، وقتى دید که یک کسى از خودش بهتر مى‏تواند کار کند برود آنجا، برایش فرق نکند؛ یعنى، هدفش این باشد که خدمت بکند، نه هدفش این باشد که مقام داشته باشد. انسان هم خودش مى‏تواند خودش را بشناسد، هیچ کس بهتر از خود انسان، البته بسیارى از اوقات هم انسان از خودش هم غفلت مى‏کند، اما بسیارى از اوقات هم هست که انسان خودش درک مى‏کند که چى دارد مى‏کند و در دلش چى مى‏گذرد؛ ماها نمى‏دانیم، اما خدا مى‏داند. انسان مى‏فهمد که اگر انتقاد بکند، آیا این انتقاد سازنده است یا انتقام است. خودش مى‏فهمد- یعنى، غالباً مى‏فهمد- خودش مى‏فهمد که این که در این پست هست، پست را دوست دارد یا خدمت را دوست دارد. این چون خدمتگزار است، دلبسته به این پست هست، یا خیر؛ دلبسته به این پست است، خدمتگزارى پیشش خیلى مهم نیست .»

قصد شما و همفکرانتان اینست که به قول حضرت امام رحمت الله علیه می خواهید ” یک محمد رضا شاهی با عنوان رییس جمهور صد درد صد اسلامی ” سرکار بیاورید ( جلد ۱۹ صحیفه نور ص ۳۶۶  ) و الّا این همه خدمت در این دولت چرا زیر سوال می رود . دولتی که بر اساس آمار و ارقام ، یکی از خدمتگزار ترین دولتها بوده است . آیا این برای شما ننگ است که این دولت خدمتگزار تر از شما بود ؟ اگر فرمایشات حضرت امام برای شما مهم بود در مسئله ی فلسطین ، می دانستید که حتی به دستور حضرت امام در زمان جنگ با اینکه خودمان احتیاج داشتیم در نماز های جمعه قبض های کمک به فلسطین نیز در کنار قبض های کمک به جبهه ، وجود داشت . تا امت اسلام بتواند ” یک مشت دزد یهودی “ غاصب را از فلسطین بیرون کند . اما شما ظاهرا تعابیر حضرت امام درباره ی فلسطین را فراموش کرده اید و یا شاید هم خودتان را به فراموشی زده اید ! که ادعا می کنید چرا ایران به فلسطین کمک می کند و فریاد اعتراض شما ا زدهان لیدرهایتان بیرون می آید که : نه غزه و نه لبنان ! نه از شنیدن چنین شعارهایی اعلام برائت و بیزاری نمی کنید ! اینست آرمان حضرت امامی که شما از آن دم می زنید ؟ شاید امام شما با امام زمان کودکی ما متفاوت باشد و یا شاید شما در ایرانی غیر از ایران زمان کودکی ما زندگی می کردید ؟ چرا دچار توهم می شوید همانطور که در زمان حضرت امام برخی افراد به مجرد کوچکترین چیزی دچار توهم می شدند و این متوهمین ، داعیه اسلام هم دارند ! نمی دانم کدام اسلام ؟ همان اسلام آمریکایی که غرب داعیه ی آنرا دارد و با زبانی چرب و نرم دم از حقوق خدایی بشر می زند و وقتی به جامعه ی آنها نگاه می کنی تمامش را تبلیغاتی آلوده به هواهای نفسانی می بینیم اما دریغ از ذره ای ولایت پذیری .

شما اگر تحت ولایت مقام معظم رهبری نیستید لا اقل کمی به اصول ولایی حضرت امام پایبند باشید و یا اگر ولایت امام را هم قبول ندارید ، کمی تحت ولایت آقایان مراجع عظام باشید .به شیوه ی عملی و علمی ایشان نگاه کنید . از ایشان یاد بگیرید . اگر مراجع تقلید عظام را قبول دارید پس چرا ایشان همه در مقابل این همه ظلم ساکت نشسته اند ؟
آیا روایت را از پیامبر اکرم نشنیده اند : الراضی بعمل قوم کالداخل معهم . کسی که به عمل قومی راضی باشد همانند آنان و داخل با ایشان در آن عمل است ؟
چرا بزرگان همه ساکتند و فقط شما داعیه ی اسلام ( کدام اسلام ! ) دارید .
راستی ببخشید هواسم نبود که حضرتعالی علم اسلام شناسیتان لدنیّ است .

سخنان حضرت امام خمینی در
- صحیفه ی نور جلد ۲۰ صفحه ی ۱۲۷ به بعد
- صحیفه ی نور جلد ۲ صفحه ی ۳۴۰

تذکر : جایی که حضرت امام خطاب به فقیه بزرگی چون آقای منتظری می گویند :
« جناب آقاى منتظرى ! … برای من روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامى عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرالها و از کانال آنها به منافقین مى‏سپارید…» محل اعرابی برای امثال موسوی ها باقی نمی ماند که اگر امروز حضرت امام خمینی در قید حیات بودند درشت از آنچه به منتظری گفتد ، به موسوی می گفتند .

نوشته شده در یکشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ توسط حسین مداحی نظرات ()