حسین مداحی

إنی رأیت دهــراً مِن هجرک القیامة


ایامی که گذشت از آن آخرین حرف  تا به امروز ، روزهای بسیار پر استرسی رو پشت سر گذاشتم .
روزهایی که منتظر جواب پزشکان بودم برای یک امتحان بسیار سخت .
شب های ماه محرم وقتی تشرف پیدا می کردم منبر ، می خواستم که از خدا شفا بخواهم اما فراموش میکردم .
در شب هشتم محرم به دلیل ترافیک شدید نتوانستم به آخرین منبر برسم .
در همان هیئت قبلی به عنوان مستمع نشستم .
شب ، متعلق بود به حضرت علی اکبر   علیه السلام .
ناگهان به یاد سخن یکی از آقایان مراجع افتادم .
ایشان می فرمودند : حضرت علی اکبر فرموده اند که من در عالم برزخ دستانم بسیار باز است و چشمان پدرم اباعبدالله الحسین به لبهای من بوده و منتظر یک اشارت من میباشند .
به آقا علی اکبر متوسل شدم و ارتباط نیز برقرار گردید .
به ایشان عرض حال کردم .

شبهای دهه ی اول نیز به اتمام رسید و ایضا دهه ی دوم
بیست و پنجمین روز از ماه محرم بود.
برای انجام آزمایش های مجدد روانه ی مرکز ...
با دلی پر از اضطراب
دکتر متخصص ِ انجام امور ،  کارش را بیشتر از معمول طول داد.
و پس از گذشت دقایقی بسیار پر استرس ، با لبخندی گفت :
فقط می توانم بگویم یک معجزه اتفاق افتاده است.
به حرفش اکتفا نشد و به دکتر متخصص و معالج مراجعه شد.
او نیز با لبخند بیشتری همان حرف را تکرار کرد :
می توان گفت معجزه ای رخ داده است

الحمد لله رب العالمین که هنوز صدایمان را می شنوند .

نوشته شده در شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ توسط رئیس جمهور نظرات ()