حسین مداحی

إنی رأیت دهــراً مِن هجرک القیامة

رفیقی باصفا می گفت :

نگاهم را به روی کاغذ سفیدی که جلویم بود ، دوخته بودم و در دریای آرزوهای دست نایافته ی خود ، بالا و پایین می رفتم .

پس از تحمل مدتها رنج و سختی دیگر کاسه ی صبرم مالامال از گلایه شد و خطاب به امام عصر ارواحنا فداه گفتم : امام زمان ! آیا نمی بینی که چقدر سختی می کشم ؟

کاغذی را که پیش دستم بود ، تکانی داده و به روی کاغذ ،با دست خود ،جواب خویش را نوشتم که :

چرا ! می بینی اما چون من بد هستم ، لایق دعای مستجابت نیستم و دستگیری نمی کنی .و از شدت ناراحتی ، محکم خطی بر پایین این جمله کشیدم .

نمی دانم آن برگه را کجا گذاشتم و چه شد اما شب که خوابیدم در عالم رویا منظره ای را دیدم .

دیدم که گرفتارم و در دادگاهی به اعدام محکوم شده ام ، بی هیچ گناه و جرمی.همه ی شواهد نیر بر علیه من بود .

ناگهان امام عصر ارواحنا فداه را در عالم رویا دیدم که آمدند
دستم بگرفتند و از آن مهلکه ، نجاتم دادند.
سپس رو به من کرده و فرمودند :

" هم تو را می بینیم و هم دعایت می کنیم که اگر دعای ما نبود ، بارها گرفتار شده بودی ."


وقتی بیدار شدم از جمله ای که خطاب به حضرتش نوشته بودم ، پشیمان شدم .

نوشته شده در پنجشنبه ٢ دی ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ توسط رئیس جمهور نظرات ()