حسین مداحی
إنی رأیت دهــراً مِن هجرک القیامة
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حسین مداحی - دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٩

استاد ما می فرمودند :

بعد از واقعه ی کربلا ، وقتی کاروان امام حسین علیه السلام به رهبری پیامبران کربلا ، حضرت سجاد و حضرت زینب علیهما السلام به مدینه رسید ؛ پس از مدتی ، مجالس ذکر حضرت ابا عبد الله الحسین و شهدای کربلا در مدینه منعقد گردید .

ایشان می فرمودند :

در یکی از این مجالس تمامی زنها به گرد حضرت زینب نشسته بودند که ناگهان حضرت ام البنین سلام الله علیها به همراه تنی چند از زنان، برای شرکت در مجلس ، وارد شدند .
حضور حضرت ام البنین سلام الله علیها توجه همگان را به خود جلب نموده و تمامی زنها به همراه حضرت زینب سلام الله علیها به احترام ام العباس از جای برخاستند .
در این میان ، رباب که از همسران امام حسین و مادر علی اصغر بود ، تصمیم به ترک مجلس گرفت که حضرت زینب سلام الله علیها متوجه تصمیم وی شده و به او اعتراض کردند که :
از ادب به دور است وقتی ام البنین به مجلس آمده است، تو بیرون بروی !

حضرت رباب خاتون در پاسخ به حضرت زینب سلام الله علیها عرضه داشت :
اتفاقا چون بی بی مکرمه خانم ام البنین آمده اند می خواهم بروم چرا که تاب نگاه به چهره ی ایشان را نداشته و از ایشان خجالت می کشم .

حضرت زینب سلام الله علیها فرمودند : به چه دلیل از ام البنین خجالت می کشی ؟!

بی بی مجلله حضرت رباب خاتون در پاسخ به حضرت زینب سلام الله علیها عرضه داشت :

آخر فرزند رشید ام البنین ، ابالفضل العباس ، به خاطر  ناله های پسرم علی اصغر که از تشنگی بی تاب شده بود ؛ به علقمه رفت و دیگر باز نگشت...

به همین خاطر از ام البنین خجالت می کشم...

در یکی از محله های تهران به نام قلهک در شانزدهمین روز از آخرین ماه تابستان سال 1358 ، در خانواده ای که به آن افتخار می کنم ؛ به دنیا آمدم. اعتراف می کنم که راه نجات فقط توفیقیست از جانب حق تعالی که به هر کسی ارزانی اش نداشته و آن راه نجات و خیر ، جز حضرت حسین و آباء ، اجداد و فرزندان رادش نخواهد بود . در حوزه ی معارف حقه ی اهل بیت عصمت و طهارت مشغول به نوشتن هستم / قصدم از وب نویسی ، نوشتن مطالب عمیق معارفی اما ساده و سطحی بوده است که به مذاق هر خواننده ی جویای حقیقت ، چه با سواد و چه کم سواد ، خوش آید. امیدوارم موفق بوده باشم .
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :