حسین مداحی

إنی رأیت دهــراً مِن هجرک القیامة


عنوان : حسن ، سبز و حسین ، سرخ . . .

طریحی در طی روایتی طولانی می گوید :هنگام عید شد . حسن و حسین به نزد پیامبر آمدند و عرضه داشتند : پدر بزرگ ما لباس عیدمان را از شما می خواهیم . پیامبر در منزل لباسی که مناسب آندو کودک باشد نداشتند . دست به دعا برداشته و فرمودند : خدایا دل آندو را شاد نما !

در این هنگام جبرائیل به خدمت پیامبر مشرف شده و عرضه داشت:این دو لباس سفید از جامه های بهشتی است که هدیه ایست برای حسنین است .
پیامبر خوشحال شده و به حسن وحسین فرمودند: فرزندانم ! جامه های خود را بگیرید که خیاط ازلی آنرا بر قامت شما دوخت .
 
حسنین دو لباس را بر تن کردند اما به پیامبر عرضه داشتند : پدر بزرگ عزیز ! ایام عید است و بچه ها لباس های رنگارنگ پوشیده اند . ما هم لباس رنگی می خواهیم . پیامبر سکوت کردند . جبرائیل عرضه داشت : یا رسول الله لباس را از حسنین بگیرید . خداوند دل آندو را به هر رنگی که بخواهند شاد می نماید . فقط لطف فرموده و دستور دهید طشت و ظرف آبی بیاورند . چون طشت آماده شد جبرائیل عرض کرد : من بر لباس آب می ریزم و شما با دست خود لباس ها را بمالید . به هررنگی که بخواهند رنگ می شود .

پیامبر رو به حسن کرده و فرمودند: حسن جان !می خواهی لباست  چه رنگی باشد ؟ حسن گفت : سبز یار سول الله .
پیامبر در آن طشت لباس را بر هم مالید و به امر الهی رنگ لباس همچون زبرجدی سبز شد . سپس از حسین پرسیدند و او گفت: من هم رنگ سرخ را دوست می دارم و پیامبر همانطور که جبرائیل اب میریخت ،‌لباس را برهم مالیدند و لباس به رنگ یاقوتی سرخ رنگ در آمد .

سپس مدتی گذشت ولباس خشک شد و حسنین شاد و خندان لباس های رنگی خود را بر تن کردند .


جبرائیل از دیدن این واقعه گریست . پیامبر علت گریه جبرائیل را جویا شدند ؟!
وی عرضه داشت : بدان که انتخاب فرزندانت بر طبق اختلاف رنگ ، سرنوشت نهایی آنان در این دنیاست .
حسن را ناچار زهر می خورانند و بدنش بر اثر شدت سم ،‌سبز می شود و حسین تو می کشند و بدنش را با خون خودش رنگین و سرخ می نمایند .
پیامبر نیز گریست و بر شدت اندوهش افزوده شد .

موسوعة کلمات الامام الحسین / صفحه ی40 و 41 / با کمی تصرف در متن

 

نوشته شده در یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ توسط رئیس جمهور نظرات ()