حسین مداحی

إنی رأیت دهــراً مِن هجرک القیامة

مقام معظم رهبری در گوشه ای ازسخنان خود در تاریخ هشتم مهرماه سالجاری فرمودند:

« در حوادث فتنه گون،شناخت عرصه دشوار است.شناخت اطراف قصه دشوار است.شناخت مهاجم و مدافع ، شناخت ظالم و مظلوم ، دشمن و دوست دشوار است.

بایستی گره گشایی کرد .بایستی گره های ذهنی را باز کرد و این تبیین لازم دارد »

امروز هم روزگار سختی شده است .
دشمن و دوست مشخص نیستند و یا اگر مشخص باشند مرز بین دشمن و دوست بسیار نزدیک شده است و گاهی دوست را به جای دشمن ، اشتباه می گیریم و یا بالعکس.

کسانی را می بینیم که اهل نمازند.
زمانی اهل تقوی بوده اند .
پیشانی آنها از فرط عبادت پینه بسته است  .
سیلی خوردگانی هستند که برای انقلاب ، بسیار زحمت کشیدند .
کسانی که زمانی تائید امام و مقام معظم رهبری را در کارنامه ی خود داشته اند.
کسانی که زمانی  جنگ تحمیلی را مدیریت می کردند .
کسانی که زمانی محرم امام و نظام بوده اند .
کسانی که از عشق به امام و سینه چاکی برای حضرتش دم میزنند

اما امروز در جبهه ای فعالیت می کنند که بر خلاف قانون اساسی کشور است.
امروز شعارهایی می دهند که دشمنان نظام هم آن شعارها را سرداده اند .
 

نمی دانیم که آنها دوست هستند یا دشمن؟!
نمی دانیم که باید به آنها اعتماد کرد یا خیر ؟!
اگر دشمن را به جای دوست اشتباه بگیریم چه اتفاقی رخ خواهد داد ؟

آری امروز روزگاریست که دچار فتنه شده ایم و شناخت عرصه و دوست و دشمن ، بسیار سخت شده است .
نمی دانیم که چه کسی بر حق است و چه کسی حق را لگدمال میکند!

ملاک بر حق بودن :

اگر به تاریخ زندگانی پیامبر که قرآن شخصیت حضرتش را در همه ی زمینه ها برای بشر ، الگو معرفی می کند ؛مراجعه کنیم ، گره های بسیاری از دهن ما باز می شود.

خالد بن ولید فرمانده ی لشگر اسلام :

خالد بن ولید از کسانی است که در زمان پیامبر ، در برخی از سریه ها و نیز تعداد معدودی از غزوات ، از فرماندهان لشگر اسلام بوده است .
به عبارت امروزی اش می شود :
از رزمندگانی بود که با حکم رهبر ، در جبهه ، دارای مسئولیت هدایت جنگ علیه کفار و نیز مدیریت لشگر اسلام بود.
اما یک سوال :
چرا خالد بن ولید ، پس از پیامبر ، رو در روی ولی زمان خود، یعنی حضرت علی علیه السلام ایستاد و بنا بر برخی از اقوال معتبر ، از کسانی بود که مسئولیت ترور حضرت علی علیه السلام را عهده دار شد ؟
آیا خالد فرمانده ی شخص اول اسلام نبود و آیا علی علیه السلام را نمی شناخت؟!
و آیا از قدر و منزلت علی ، پیشگاه خدا و رسولش مطلع نبود ؟!
پس چطور شد که کمر به قتل علی علیه السلام بست ؟

سوال :آیا فرمانده ی پیامبر بودن،دلیل بر عاقبت بخیر شدن نیز هست ؟
سوال :آیا حکم پیامبر در زمانی خاص ، برای خالد ، برای مدیریت جنگ ، حکم تاییدی برای شخصیت وی محسوب می شود ؟

عبدالرحمن بن ملجم مرادی :

وی از کسانیست که توسط حاکم وقت یمن در زمان حکومت ولی امر مسلمین یعنی حضرت علی علیه السلام ، به ایشان هدیه می شود .
وی در کسوت پهلوانی و قهرمانیست .
وقتی با علی علیه السلام روبرو می شود و محبت حضرتش را در حق خود می بیند شیفته ی علی می شود .
تاریخ نوشته است ابن ملجم مدتی از حضورش در کنار علی علیه السلام نگذشته بود که عشق به علی را در خود احساس کرد و هروز بیشتر از روز گذشته،محبت علی را در قلب خود احساس می کرد.
روزی حضرت علی علیه السلام به او فرمودند :
برای تو می ترسم از روزی که محاسنم را به خون سرم ، رنگین کنی!
ابن ملجم در جواب گفت :
شما را به وحدانیت خدا قسم می دهم که اگر می دانید که روزی من بر شما خواهم شورید؛همین امروز جانم را بستانید.
حضرتش در جواب فرمودند :
قصاص قبل جرم نمی کنم

سوال : مگر ابن ملجم دم از ولایت نمی زد و مگر تا صفین در رکاب علی نبود؟!
          مگر این ملجم شیفته ی علی علیه اسلام وآرمانهای او نبود؟!
          پس چرا تاریخ ، نامش را به عنوان قاتل ولی امر مسلمین ، رقم زده است ؟

سوال : آیا عشق به ولی فقیه زمان و آرمان های وی ، برای انقلابی بودن و در راه رسول الله ثابت قدم ماندن کافیست ؟

 

ادامه دارد ...

نوشته شده در دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ توسط رئیس جمهور نظرات ()