حسین مداحی

إنی رأیت دهــراً مِن هجرک القیامة

پیشنهاد می کنم جهت رفع برخی شبهات ، مطالب بین حق و باطل را پیگیری کرده و در صورت ایجاد شبهه ای در ذهن ، حتما بیان بفرمایید .

 

ادامه >>> 

مرز بین حق و باطل ٢ :

زبیر بن عوام :

این فرد در  تاریخ اسلام ، سرگذشت بسیار غم انگیزی دارد .
از کسانی است که مفتخر به دریافت نشان شجاعت برای حفظ ارزش های انقلاب اسلامی از دستان پرخیر و برکت ولی فقیه زمان خویش یعنی رسول اکرم ، شده است .
و برگ زرین تاریخ حکومت پیامبر ، لقب  سیف الاسلام را برای او رقم زد .
نشانی که در میان شجاعان عرب و فداکاریهای رزمندگان اسلام ، بسیار درخشان است .
او از اولین رزمندگان لشگر اسلام و نیز دارای نسبت خونی با پیامبر بود که برای فداکاری در رکاب حضرتش  ، او را ثابت قدم تر ساخته بود .
زبیر از کسانیست که در جنگ بدر که تعداد مسلمانان در لشگر اسلام ، فقط 313 نفر بود ، در رکاب رهبر خویش ، لایق هنرنمایی و شمشیر زدن شد و بالاخره به درجه رفیع پاسداری و نیز جانبازی از ازرش های انقلاب اسلامی پیامبر نائل آمده و از جانب ایشان  ، پس از فداکاریهای فروان
« شمشیر اسلام » لقب گرفت  .

کارنامه ی درخشان زبیر در طول حیات حضرت رسول اکرم ، بسیار درخشان است تا اینکه پیامبر رحل اقامت در سرای باقی می افکند.
آری ! اینبار نیز نوبت به جانفشانی زبیر در کنار دیگر ولی خدا ، یعنی علی ، فرا رسیده است .
و چه زیبا که در رکاب علی نیز در جریانات سقفیه پایدار می ماند و
وه که چه فداکارانه در میان اندک یاران علی ، برای دفاع از ولایت فقیه زمان خودش ، تا مرز شهادت می رود و ناجی او علی علیه السلام است که وی را از دست منافقین نجات می دهد .

در این مختصر ، شرح فداکاری های زبیر نمی گنجد که اگر قرار باشد ما بر بذل محبتش در راه ولایت سخن بگوییم ، بسی قلم ، ناتوان خواهد بود .

و از همه مهمتر زبیر از کسانیست که تاریخ می گوید محرم اسرار ولی فقیه زمان خودش بوده است .
وی از اسراری مطلع است  که فقط کسانی چون علی، حسن و حسین سلام الله علیهم   و نیز سلمان که از اهل بیت برشمرده شده است ، از آن مطلع هستند  .

وچه سرّی عظیم تر از آن داغی که بر قلب شیعه نهاده شده است و در طول تاریخ تا به  امروز ، کسی جز امام دوازدهم ما – حضرت مهدی ارواحنا فداه - از آن مطلع نمی باشد .
آری زبیر آنقدر محرم بر ولی زمانش بود که از معدود کسانیست که در مراسم تدفین حضرت زهرا سلام الله علیها شرکت داشته و نیز از محل دفن حضرتش ، مطلع است.

وتو فکر می کنی که این کم عظمتی است برای زبیر ؟!

 

 

 


اما سرنوشت همین فرد ، با این پشتوانه ی عظیم ، به کجا رسید ؟
به جایی رسید که به اردوگاه دشمن رفت .
با دشمن علی ، هم پیاله و هم دست شد .
و بر تجهیز لشگر برای نابودی فرمانده و رهبری اقدام کرد که رهبر انقلاب اسلامی پیامبر بود !
و بالاخره رو در روی علی زره پوشید و به میدان آمد.
علی علیه السلام از سابقه ی انقلابی وی مطلع است .
بارها وبارها در واقعه ی جمل ،او را نصیحت می کند اما ظاهر تاریخ برآنست که نصایح دلسوزانه ی علی علیه السلام ، بر این انقلابی فرسوده ، اثر نکرده و به جای اینکه در رکاب علی باشد ، به لشگر دشمن بازگشته و با رفیق شفیقش طلحه  ، به توطئه و برنامه ریزی برای براندازی علی ، ادامه میدهد .

تا جائیکه مغلوب گشته و پایان غم انگیز داستان زیبر بن عوام  که از خواصّ اصحاب رسول خدا و نیز علی بن ابی طالب بود ، به قتل او منتهی می شود ، اما زمانیکه وی در اردوگاه دشمن حضور دارد .
وغم انگیزتر ،جائیست که وقتی علی علیه السلام بر کنار کشته ی زبیر عبور می کند می نشیند و با صدای بلند گریه می کند تا جائیکه محانش از اشک صورتش مرطوب می شود .

آری !
آن لحظات که علی در کنار کشته ی زبیر که هم  ، یارش بود و هم پسر عمّه اش ، می گریست ؛ آرزو می کرد که ای کاش زبیر در این آزمون سربلند بیرون می آمد .
اما افسوس و صد افسوس که وی مردود شد.

 

سوال : باید کدام را باور کرد ؟
کدام زبیر را باور کنیم ؟
آن زبیری که محرم سرّ علی بود و یا آن زبیری که علی علیه السلام ، در کنار کشته اش ، برای عاقبت سیاهش ، اشک ریخت ؟
ملاک تشخیص برای اینکه افرادی چون زبیر بن عوام ، خالد بن ولید و عبدالرحمن بن ملجم بر حق بوده اند یا خیر ، چیست ؟

مگر این افراد اهل نماز نبودند ؟
مگر این افراد شیفته ی رهبر خود نبودند ؟
مگر کثرت عبادت ، چهره ی ایشان را دگرگون نساخته بود ؟
مگر مَحرمِ بیتِ رهبر خود و نیز اسرارِ امام خود نبودند ؟
مگر جنگ را مدیریت نکردند ؟
مگر سردوشی از رهبر انقلاب اسلامی نگرفتند ؟
مگر پاسدار، دلاور و جانباز نبودند ؟
مگر برای حفظ ارزش های انقلاب اسلامی پیامبر ، تا سرحد جان ، از خود مایه نگذاشتنذ ؟

 

آیا همه ی اینها کافی نیست برای اینکه بفهمیم کسی بر حق است یا خیر ؟آیا این همه سابقه ی
درخشان ، ملاک برتری نیست ؟

 

در پاسخ باید گفت :
ملاک برتری فقط یک چیز است .
آنهم دینداری و تبعیت از دستورات دینی
قانون اساسی انقلاب اسلامی حضرت محمد ، که کتابی آسمانیست ، می گوید:
دین ، یعنی اسلام و اسلام ، همان تسلیم است.
تسلیم در برابر چه و که ؟
آری تسلیم در برابر قانون
و این قانون ، مارا به تسلیم و سر سپردگی در مقابل ولی خدا فرا می خواند .

آن روزهای پرشور حضور پیامبر در جمع امت اسلامی ، گذشت و گذشت و امروز امت پیامبر گسترشی بس عظیم پیدا کرده است .
ولایت و امامت بر این امت طبق نص قانون و تصریح پیامبر، با نهمین فرزند از فرزندان ابا عبد الحسین است که همنام پیامبر بوده و زمین را از عدل و داد پر می نماید ، همانگونه که از ظلم و جور پر شده است.

اما یک امروز یک مشکل وجود دارد.
صاحب علم هدایت و امامت ، در پس پرده ی غیبت است .
پس طبق حدیث معروف امام صادق باید فقیهی با مشخصاتی خاصّ ، باشد و مردم وظیفه دارند که از وی اطاعت نمایند .
بررسی این حدیث که در زیر خواهد آمد به عنوان یک حدیث حکومتی نیز دارای درجه ی اهمیت بالایی می شود آنجا که عبارت « فللعوام ان یقلّدوه » را به عنوان یک واجب دینی ، معرفی می نماید و بسی مشخص است که به دلیل عمومیت حدیث ،کسی که صاحب این امر باشد در وهله ی اول ، امام معصوم بوده و پس از آن ، هر فقیهی که دارای این مشخصات باشد .
و از این پس وی را « ولی فقیه » می نامند و از متن حدیث و قرینه ی موجود ، به زمان غیبت پی خواهیم برد چراکه صاحب احکام در زمان امام ، فقط و فقط ، امام هر زمانی بوده و باید حضرتش عهده دار امور مردم باشد .
چه گرفتن  وجوهات بوده ، چه برپایی نمازهای عبادی و سیاسی و چه اجرای حدود الهی  چرا که ا گر غیر از این بود ، بحث اطاعت همه ی مردم از چنین مجتهدی به میان نمی آمد .
لازم به ذکر است که در زمان ائمه ، منصوبینی نیز بوده اند که اموری همچون قضا و نیز اجرای احکام  به آنها سپرده شده بود لکن بر مردم پذیرفتن احکام صادره از جانب آنها منوط به تائید حکم ولی فقیه زمان ( امام معصوم ) بوده است .
یعنی هیچکدام از منصوبین در زمان حیات امام معصوم ، اجازه ی صدور حکم عمومی را نداشته اند.با این توضیحات ، شرایط ولی فقیه در این حدیث که متن آنرا ملاحظه خواهید کرد ، به شرح زیر است :
قال الصادق علیه السلام :
«و اما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدینه، مخالفا لهواه مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه‏»

1 – مواظبت بر نفس
2 – پاسداری از دین
3 – مخالفت با هوای نفس
4 – اطاعت از دستورات خداوند

که با توضیحات فوق ، مشخص شد این حدیث مربوط به زمان غیبت است .
جمهوری اسلامی ایران نیز در انتخاب رهبر ، باتوجه به حدیث مذکور و نیز سایر قوانین اسلامی ، از این قائده مستثنی نبوده و اصل پنجم قانون اساسی بر همین مهم تاکید می کند :

" در زمان‏ غیبت‏ حضرت‏ ولی‏ عصر "عجل‏ الله‏ تعالی‏ فرجه‏" در جمهوری‏ اسلامی‏ ایران ، ولایت‏ امر و امامت‏ امت‏ ، بر عهده‏ فقیه‏ عادل‏ ( مواظبت بر نفس و مخالفت با هوای نفس ) و با تقوی‏ ( اطاعت از دستورات خداوند )، آگاه‏ به‏ زمان‏، شجاع‏ ، مدیر و مدبر ( پاسداری از دین ) است "

که این فقیه با این مشخصات ، طبق اصل 109 قانون اساسی ،پس از حضرت امام خمینی که منتخب مردم بودند ؛ توسط اعضای مجلس خبرگان ، انتخاب می گردد .

حال که حضرت روح الله کبیر ،با تشکیل یک حکومت اسلامی که غایت آرزوی ائمه ی شیعه از امام حسن مجتبی  تا امام حسن عسگری  صلوه الله علیهم اجمعین، بوده است ؛ توانسته است بر امتداد آمال رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم  و نیز حضرت علی علیه السلام ، حرکت نماید ؛ به جاست که این حکومت را قدر دانسته و قدردان زحمات حضرتش باشیم .

امام خمینی رحمت الله علیه ، همواره بر یک مهم تاکید داشته و رمز حیات سالم یک جامعه را در گرو این مهم می دانستند  :
پشتیبان ولایت فقیه بودن و در خط ولی فقیه حرکت کردن

امروز هم  ملاک حیات سالم عوام و خواصِ یک جامعه ، در گرو اطاعت از ولی فقیه است .
کسانی که در اردوگاه مخالفین ولی فقیه زمان هستند ، با حیات سالم جامعه مخالفند .

چه بدانند که چه می کنند و چه ندانند و غافل باشند
آری ، برخی مورخین و تحلیل گران معتقدند که زبیر بن عوام ، از حقوقی که باید در مقابل علی رعایت کند ، غفلت کرد والاّ زبیر آدم بدی نبود .
گاهی اوقات یک لغزش و غفلت برای عده ای ، سرنگونی یک ملت را به دنبال خواهد داشت و این گناه ،دیگر ، گناهی فردی نبوده و یک خطای اجتماعی و سازمانی محسوب می گردد چون حیات یک جامعه تهدید کرده است .
به هر حال آنچه که فقه جعفری در تعریف ولایت فقیه دارد و بزرگانی چون آیت الله العظمی بروجردی و نیز حضرت امام رحمت الله علیهما بر آن تعریف ، شرح و بسط داده اند ؛ ولایت فقیه امروز ما ، ولایت رسول الله و جانشینی بلافصل امام زمان بیان شده است .
در تاریخ انقلاب ما نیز کسانی بودند که حضرت امام از آنها  با الفاظی همچون « فقیهی عالیقدر» و « ثمره ی عمرم » یاد می کردند لکن ، سر تسلیم در مقابل ولی زمان خویش  فرو نیاوردند و همین مخالفتشان ، سالها تخم نفاق را در بین خانواده های انقلابی کاشت .
کسانی که همینک ، نظرات آنان و نیز صدای ایشان را از اردوگاه های دشمن می شنویم .

 

چه باید کرد ؟؟

نوشته شده در دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ توسط رئیس جمهور نظرات ()