حسین مداحی

إنی رأیت دهــراً مِن هجرک القیامة

 

سلام

 

                                  یابن الحسن ای یوسف زهرا

کجاست بهار؟

 

آن بهاررا درقاب چشمان مهربان تومی بینم ،که میتواند به نگاهی،روح زندگـی

 

 را در تن زمستانی ام بدمد.

 

 

                                               یوسف زهرا !

 

آن بهار ماندگـار را ،در قلب تو می یابم کـه با طپشی ،خـون زندگـی را   در رگ

 

 های خشکیده ام می دواند.آن بهاررا درون دستان مهربانت می یـابم که به

 

اشاره ای، رخوت زمستان را ازمن می زداید.

 

بهار را .........

 

    بهار ماندگار را ........

 

                         تنهاو تنها    

                                     

                                        در تو جست و جو می کنم و در تو می یابم.

 

 امسال با روز جمعه پایان یافت

 روز حضرت بقیه الله .

ای کاش امسال آقا بیاد .

 بخودش قسم دلم تنگ شده براش...

بیائید امسال اول و اخر هر دعائی برا ظهور پر خیر و برکت آقامون دعا کنیم. ان شا الله هر چه زودتر آقامون بیاد

 

سال خوبی برا همه ی شیعیان امیر مومنان آرزو می کنم ...ان شا الله بحق مولای غریب و مظلوممون خدا همه ی شیعیان حضرتش رو در این سال جدید  حاجت روا کنه    آمین

 

طبق روال گذشته حالا هم با یه سوال جدید اومدم  امید وارم همه ی اونائی که میان و می خونن  تو کامنتاشون  به این سوال جواب بدن.

 

سوال : چطور می شه یه تیر به پای علی (ع) فرو بره  و آنقدر این تیر درون پا دردناک باشه که نتونن اونا از پا بیرون بکشن اما وقتی حضرت به حال نماز فرو می رفت بحدی می رسید که وقتی تیر رو از پاشون در آوردن نفهمیدن؟ آیا میشه واقعا آدمی اینقدر غرق در نماز بشه؟

 

 

 

این یه سوالیه که بعضی مغرض ها درباره ی حضرت میپرسن و اون را خرافات یا داستان تصور میکنن 

 

اما در پاسخ باید گفت:

کسانی که قرآن مجید را خوانده اند می دانند که چنین چیزی امکان پذیر است.در سوره ی یوسف  آمده است :

وقتی زنان مصر داستان یوسف را شنیدند زلیخا را ملامت کردند که چرا چنین کاری کرده است این حرفها بگوش زلیخا رسید و زنان را دعوت کرد و.... وقتی زنان چهره ی یوسف را دیدند دستهای خود را بریدند و ....

 

آری در داستان یوسف وقتی زنان مصر چهره ی یوسف را دیدند  بی اختیار و بدون اینکه متوجه شوند دستان خود را بریدند ....

سخن قرآن خیلی جالب است ..می فرماید همه ی  زنها ، دستان خویش را بریدند.. یعنی آنقدر محو جمال دلربای یوسف شدند که دستان خویش را بریدند و در آن میان کسی نبود که دست خود را نبرد.

وقتی چهره ی یوسف آنقدر دلرباست که بینندگانش که از چهره ی وی لذت می برند  بدون اختیار دست خود را میبرند بی آنکه متوجه شوند ،   پس خدای یوسف چقدر زیباست.!!

چطور می شود که انسان با دیدن یک جمال دنیائی به چنان سر حدی برسد اما علی که در نمازش با معبود خویش، آفریننده ی یوسف ، حرف می زند از خود بیخود نشود.

آری امیر مومنان هم در مواجه با خالق یوسف آنچنان از خود بیخود می شد که تیر را براحتی از پایش در ی آوردند.

پس اینکه ما در نمازهامون بی توجه ایم دلیل بر انکار نمیشه که همه اینجوری باشن!!

نوشته شده در جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۳ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ توسط رئیس جمهور نظرات ()