حسین مداحی

إنی رأیت دهــراً مِن هجرک القیامة

بسم الله الرحمن الرحیم

چندی پیش در یکی از وبلاگهای برادران اهل تسنن به نام جایگاه تبادل اندیشه بین اهل سنت و شیعه  سوالی مطرح شده بود که عنوان سوال بدین شرح  می باشد :

سوال از برادران شیعه درباره ی برخورد فاطمه ( رضی الله عنها)با امام خویش

که در این سوال به نحوه ی برخور بی بی دو عالم – خانم فاطمه ی زهرا – سلام الله علیها  با همسر گرانقدرش اشکال گرفته شده بود ..لازم می دانم متن  کامل سوال را اینجا بیان کنم

سوال : حقانیت علی ، فاطمه و  اولادش در تاریخ برای هر دل و فکر روشنی ثابت شده است و اینکه ایشان مورد تعدی و ظلم قرار گرفته اند ؛ شکی نیست . اما وقتی خطابه فاطمه سلام الله علیها را در مقابل علی مطالعه می کنم ، به چند سوال بر می خورم . لازم است قبل از بیان سوالم گوشه ای از خطابه ی  فاطمه سلام الله علیها را برایتان نقل کنم که در کتب معتبر شیعه از قول فاطمه سلام الله علیها خطاب به علی  آمده است :

ای پسر ابوطالب آیا مانند جنین نشسته ای و مثل اشخاص متهم ! در خانه جا گرفته ای ؟ ....

این پسر ابوقحافه  است که با قهر و غلبه، بخشش پدرم و ذخیره دو پسرم!! را می گیرد . او با جدیت تمام به مبارزه ی با من برخاسته، و او را با .... هر چه بیشتر در مقابلم یافتم.....

با سینه ای پر از خشم که فرو خورده بودم از خانه خارج شدم ، و با خواری به خانه بازگشتم...

ای پسر ابو طالب !

روی خود را به ذلت افکندی آن هنگام که صلابتت را از دست دادی ..

تو گرگان را از هم می دریدی ولی اکنون خاک را فرش خویش ساخته ای !!

نه گوینده ای را از کلام باز داشتی و نه از باطلی منع نمودی و من اختیاری ندارم.......

 

 

در پاسخ علی در جواب همسرش آمده است :

در دینم عجز نشان ندادم !!!!  واز  آنچه قدرت داشتم کوتاهی نکردم!!!

اگر به اندازه ی کفاف زندگی روزی می خواهی ، روزی تو ضمانت شده است و متکفل آن مورد اعتماد است ... پس به حساب خدا قرار بده

 

مطالب فوق  از کتاب اسرار فدک نوشته آقایان :محمد باقر انصاری و حسین رجائی انتشارات الهادی صفحه ی 196 نقل شده است .

سوالات حقیر نسبت به خطابه فوق :

 الف :

چرا فاطمه ( که بقول شیعه ) از مقام عصمت برخوردار است با امام وقت خویش اینچنین صحبت می کند؟؟!!

در جواب به من نگوئید که لحن صحبت ایشان لحنی نرم ، آرام و از روی دلسوزی و از مقام درد دل بوده ، که اگر چنین می بود ، علی خود را با جملاتی مثل :« در دینم عجز نشان ندادم » و ... تبرئه نمی کرد .

شما لحن کلام فاطمه را با  یک عرب که آشنا با لغت و لهجه ی عرب است در میان بگذارید او هم صحبت من را تایید می کند

ب: مگر دغدغه ی فاطمه دنیا بود که علی به او پاسخ می دهد :« اگر به اندازه ی کفاف زندگی روزی می خواهی ، روزی تو ضمانت شده است و متکفل آن مورد اعتماد است ... پس به حساب خدا قرار بده»

آری ! این حرف علی در پاسخ به کدامین سوال فاطمه بیان شده است. مگر خود فاطمه سلام الله علیها نگفت :

« و من می خواستم از تو حمایت کرده باشم » پس دغدغه ی حق حسنین دیگر چیست؟؟

 

ج: منظور از عبارت «  ومن اخیاری از خود ندارم » را متوجه نمی شوم

 

د: چرا علی در جوابیه خود به همسرش نمی گوید حق با توست و فقط می گوید : « ما اعد  لک  افضل مما قطع عنک » آنچه برای تو آماده شده بهتر از چیزیست که از تو منع شده است ...

 

ه : به نظر من وقتی دو نفر با یکدیگر با هم اختلاف پیدا می کنند که از یکدیگر شناختی نداشته باشند ، اما علی و فاطمه که هردو در اوج شناخت نسبت به یکدیگر هستند و علی امام بر فاطمه است آنچنان برخوردی از فاطمه نسبت به علی را شایسته مقام عصمت زهرا نمی دانم و از طرفی پاسخ علی به همسرش را ، پاسخی قانع کننده نمی دانم ....

 

 

 

 

 

جواب :

 

 

و اما اینکه گفته شده که :  زهرا که از مقام عصمت برخوردار است چرا باید با چونان لهجه ای با امام خویش صحبت می کند ؛ در پاسخ  باید گفت :

الف:

به فرض صحت کلام و اینکه جملات منقول از خانم فاطمه زهرا  سلام الله علیها ؛ لحن و لهجه ی توبیخ آمیز داشته باشد؛ همه جا این فرهنگ توبیخی صحبت کردن مذموم نیست و حتی در فرهنگ قران بارها و بارها به چشم می خورد .

 

نمونه های قرآنی :

1 بر شیعه و سنی پوشیده نیست و همه فرق براین امر متفقند که شخصیت رسول اکرم از مقام شامخ عصمت بر خوردار بوده است . اما در برخی ایات قران حضرت حق با لحنی توبیخی با ایشان صحبت کرده است . به عنوان مثال میتوان آیه 65 سوره الزمر را یادآور شد که در آن آمده است :

لئن اشرکت لاحبطن عملک و لتکونن من الخاسرین

آری !

خداوند که رسول خویش را معصوم قرار داده است ، می داند که او شرک نمی ورزد  پس این لحن توبیخی و شدت آمیز برای چیست ؟

 

 

 

در اینجا نمی خواهم به تفسیر آیات فران بپردازم که اگر چنین شود از موضوع خارج می شویم " فقط قصدم بیان مثالی از آیات قران مجید بود که در مصحف شریف ، از زبان مافوق و زیر دست و برعکس، با لحن توبیخ ، شدت و اعتراض ، سخن به میان آمده است.که هر دو وجه ، جنبه های خاص خویش را داراست  و مذموم نیست  و ایه مذکور نیز لحن توبیخ از جانب ما فوق را بیان می کند...

 

2  ایه دیگری در قران که از زبان زیر دست با مافوق صحبت شده و لحنی اعتراضی داشته و باز نیز مذموم نیست آیه 30 سوره بقزه است ، که وقتی خداوند خواست انسان را خلیفه خویش در زمین قرار دهد ، ملائکه با لحنی توبیخی و اعتراض آمیز گفتند:

 

«اّ تجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء»

 

آیا این لحن اعتراضی ملائکه به حضرت حق لحنی زشت و مذموم بوده است ؟

اگر چنین است پس چرا حضرت حق ملائکه بی ادب خویش را توبیخ نمی نماید؟!

 با لحظه ای تفکر در این دو آیه متوجه فرهنگ قران در باب  اینگونه اعتراضات  یا به قول برخی ، الحان  توبیخ آمیزمی شویم.

پس اعتراض خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها راهم اگز از نوع  د وم اعتراض بدانیم ..این نوع اعتراض مذموم و قبیح نیست

 

ب:

 

به خاطر اینکه حضرت زهرا سلام الله علیها در مقابل مقام کلیه ولایت امیر مومنان قرار دارند ( و به عقل ناقص من) از همه آنچه امیر مومنان مطلع بوده اند ؛ اطلاع نداشته اند.

 

توجـــه :

در لحضات واپسین عمر حضرت ختمی مرتبت ، ایشان علی علیه السلام را به زیر رو اندازی که داشتند خواندند و مطالبی را خصوصی به ایشان فرمودند ...وقتی سوال کننده ای از ایشان درباره ی مطالبی که رسول اکرم به ایشان فرموده بودند سوال کرد ؛ ایشان در پاسخ فرمودند :

پیامبر هزار باب  علم به من آموخت که هر باب کلید هزار باب دیگر بود .

آری !

احدی جز امیر مومنان که صاحب مقام ولایت کلیه بودند ، از آن مسائل خبر نداشت حتی همسر گرانقدرش.

 و شاید این عدم اطلاع از مسائل مربوط به مقام ولایت کلیه ؛ این اعتراض را باعث شده است همانند اعتراض ملائکه به حضرت حق که وقتی به خدا اعتراض کردند ، خداوند در پاسخ فرمود : انی اعلم ما لا تعلمون

. در محل بحث هم امیر مومنان به تناسب دارا  بودن مقام ولایت کلیه، از برخی مسائل مطلع بوده که خانم فاطمه زهرا از آن اطلاع نداشتند و این عدم اطلاع نوعی نقص محسوب نمی شود . بلکه همانگونه که عرض کردم به خاطرقرار گرفتن در مقام ولایت کلیه می باشد که به حسب دارا بودن ابن مقام ، از مسائلی با خبر است که بی بی فاطمه از آن خبر نداشته اند و باز به زعم حقیر این مقام در بین اهل بیت فقط مخصوص به امیر مومنان می باشد ... و در اینجا گرچه علی علیه السلام امام بر فاطمه است اما به خاطر ماموم بودن فاطمه نیست که از آن مسائل خبر ندارد بلکه به خاطر مقابله با مقام ولایت کلیه است  و ما درباره ی خانم فاطمه زهرا احادیث فراوانی داریم که که ایشان حجت خداوند بر یازده فرزند خویش می باشند همانگونه که امام عسگری در حدیثی فرمودند : نحن حجج الله علی الخلق و امنا  فاطمه حجة الله علینا ... ویا امام زمان در حدیثی فرمودند : و فی ابنة رسول الله لی اسوة حسنه ...

و تمام احادیث  و مطالب فوق این جمله را تایید می کند که :

زهرا سلام الله علیها نه به خاطر اینکه در مقابل امام خویش بلکه به خاطر قرار گرفتن در مقابل مقام ولایت کلیه امیر موئنان از برخی مسائل بی خبر بوده اند  واین نقصی نیست برای ایشان که یازده فرزندش و حتی همسرش علی به علم و حجیت او اعتراف دارند ... در حدیث آمده است بعد از شب زفاف امیر مومنان و بی بی  حضرت زهرا ، علی علیه السلام نزد پیامبر آمده و از علومی که نزد همسرش فاطمه زهرا شنیده بود ، به پیامبر خبر  داد و گفت : یا رسول الله ! ما شاء الله !  ما شاء الله

زهرا بسیار عالمه است ...

 

 و من فکر نمی کنم این اعتراض حضرت زهرا سلام الله علیها خدشه ای به عصمت ایشان وارد کند ، چون در این اعتراض هیچگونه هتک حرمتی صورت نگرفته است.

 

 

ج:

از طرفی اگر چه به صحت سندی که در کتاب اسرار فدک ذکر شده است ، شک دارم اما این مطلب را یاداور می شوم که وقتی سندی تاریخی را مورد مطالعه قرار می گیرد  فقط  به همان سند  فی حد نفسه نباید اکتفا کرد  بلکه آنرا با دیگر اسناد تاریخی باید  مقابله داد ..

در دیگر اسناد تاریخی شیعه جواب امیر مومنان با تفاوت نسبت به آنچه در سوال برادر اهل تسننمان نقل کرده اند ؛ آمده است .

در کتب معتبر شیعه  از قول علی در پاسخ به همسرش آمده است :

زهرا جان !

سکوت نکردم مگر به خاطر  اسلام و مبارزه نکردم مگر بخاطر وصیت پدرت رسول اکرم که ایشان به من وصیت کرد که فقط در سه مورد دست به شمشیر ببر .

در ادامه سخنان حضرت امیر به همسر مکرمه اش آمده است :

 

زهرا جان اگر سکوت نکنم دیگر نام پدرت بر مآذنه ها شنیده نخواهد شد ( کنایه از اینکه اسلام نابود می شود ) و اهل بیت تو را به هلاکت می رسانند .

آری !

اینست مضمون کامل سخنان علی در ادامه منقولات برادر عزیزمان در  وبلاگ جایگاه تبادل نظر بین اهل سنت و شیعه

 . پس وقتی سندی تاریخی بیان می شود باید به مطالعه ی دیگر اسناد تاریخی نیز پرداخت و سند این برادر عزیز ناقص می باشد .

 

د:

حضرت زهرا با این سخنان اعتراض آمیز تقریری از علی گواه بر تاریخ گرفتند و آن این بود  که چرا علی سکوت کرد ؟؟

اگر حق با علی و زهرا بود چرا از حق خویش دفاع نکردند ؟؟!!

 

اگر حضرت زهرا در اعتراض خویش چونان جوابی از علی نمی گرفتند  همواره این سوال در تاریخ برای اذهان باقی می ماند که با وجود این همه ظلم پس چرا سکوت ؟؟!!

پس در جواب سوال و اعتراض زهرا به علی ( علیهما السلام ) پاسخی از علی به تاریخ در قبال سوال چرا سکوت ؛ بیان شده است .

 

ه: در ایات قران آمده است :

الف : لا یحب الله الجهر با لسوء من القول الا من ظلم

ب: وابتغوا  الیه الوسیله

با توجه به دو آیه مذکور

اولا که حضرت زهرا سلام الله علیها مورد تعدی قرار گرفته اند و طبق تقل قران اجازه دارند با جهر و یا صدای بلند صحبت کنند  و شکایت خویش به درگاه الهی ببرند

و در ثانی چه وسیله ای در درگاه الهی محبوب تراز علی و پیامبر(صلوة الله علیهما )

پس با دیدی وسیع متوجه خواهیم شد حضرت زهرا سلام الله علیها  با لحنی اعتراضی بوسیله علی علیه السلام  به درگاه الهی شکایت کرده و از ظلمی که در حقشان روا داشتند سخن گفتند .

 

و:  وجه دیگر یا وجه عرفانی این بیانات خانم فاطمه زهرا اینست که : ایشان از علی که واسطه فیض الهی بر بندگان می باشد ؛ طلب فیض بیشتر می کنند به این بیان که :

 

علی جان تو که منبع فیض هستی چرا فیض  بیشتری بر ما جاری نمی کنی

 

 و تمام جوابیه های حضرت علی به خانم زهرا  حاکی از اینست که ایشان از فیضی عظیم محروم شده اند و نه ایشان بلکه امت پدر ایشان از این فیض عظیم محروم گردیده اند  به عنوان مثال همین کلام حضرت امیر در خطبه ی فوق که فرمودند :

: « ما اعد  لک  افضل مما منع عنک » آنچه برای تو آماده شده بهتر از چیزیست که از تو منع شده است ...

 

 که دقیقا شاهد براین معناست که مطلبی بوده که حضرت از آن محروم شده اند و نیز کلام خود سرور زنان حضرت زهرا شاهد بر این معناست  که خطاب به علی فرمودند : و من می خواستم از تو حمایت کرده باشم

 

پس آن فیضی که حضرت زهرا ، حسنین و کلیه مسلمین از آن محروم شدند چیزی نبود جز آن خلافتی که از امیر مونان برای جلوگیری از نشر فرهنگ ناب شیعه ، غصب گردید .

و این دغدغه ، نگرانی شیعه بود و مسئله رونق  مالی مطرح نبود لکن فدک یک منبع مالی قوی برای علی محسوب می شد و غاصبین می ترسیدند که اگر فدک در اختیار علی باشد ، شاید قیام کرده و اهداف سیاسی خویش را عملی کند  بهیمن خاطر فدک را برای عدم پیشبرد اهداف ولائی علی غصب کردند ...

پس فدک هم می توانست به عنوان ابزاری مفید برای بازپش گرفتن حق الهی علی به کار آید که این حق نیز از ایشان به تاراج رفت . و تنها چیزی که مد نظر حضرت نبود جنبه ی دنیائی فدک بود که اگر این برای علی و خاندانش ذره ای ( از لحاظ رونق مالی ) اهمیت داشت وقتی به خلافت می رسید سریعا آن را باز پس می گرفت که علی چنین نکرد و این نشاندهنده ی آنست که این فدک از لحاظ مادی برای ایشان ارزشی ندارد .

 

پس دم زدن خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها از فدک فقط به خاطر حمایت از ولایت علی علیه افضل التحیات بوده است ...

 

 و در پایان سوال دیگری مطرح کرده اند و آن اینکه :

منظور از عبارت «  ومن اخیاری از خود ندارم » را متوجه نمی شوم

در پاسخ باید گفت : اندکی مطالعه و همچنین مقابله ی  ترجمه با لفظ نشان می دهد که ترجمه عبارت لا خیار لی  : « چاره ای ندارم » می باشد و این بر فصحای کلام عرب پوشیده نیست ... چون حضرت در مقام بیان عمق فاجعه هستند و این مقام نیز قول ما را تائید می کند  و قول اینکه بگویند اختیاری ندارم را رد می نماید ...

 

 

 

خب متن سوال و جواب  را دیدید.. شما به عنوان شیعه چه پاسخی دارید ...همانند روال گذشته در کامنت ها نظر خویش را دباره این شبهه افکنی ها و پاسخ به آنها بیان فرمائید

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸۳ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ توسط رئیس جمهور نظرات ()